brill

[ایالات متحده]/brɪl/
[بریتانیا]/brɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی تخت خوراکی اروپایی؛ یک گونه از فلامندر.

عبارات و ترکیب‌ها

brilliant

درخشان

brilliant idea

ایده‌ی درخشان

brilliant performance

اجرای درخشان

brilliant mind

ذهن درخشان

نمونه‌های واقعی

Brill. Just one onion which has been sliced very finely.

بریل. فقط یک پیاز که بسیار نازک برش خورده است.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

This order contains four families. Examples: flatfish such as sole, turbot, dab, plaice, brill, etc.

این سفارش شامل چهار خانواده است. نمونه ها: ماهی های پهن مانند سول، توربوت، داب، پله، بریل و غیره.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

It's special because this has been in our family for over 30 years.Oh, brill! Is it complicated? So easy to make.

این خاص است زیرا این مورد بیش از 30 سال است که در خانواده ما بوده است. اوه، بریل! آیا پیچیده است؟ درست کردنش خیلی آسان است.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

" brill" which is short for " brilliant." And in England, they, they use the word " brilliant" to mean great or excellent.

منبع: 2006 English Cafe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید