fire and brimstone
آتش و گوگرد
his father was preaching fire and brimstone sermons.
پدرش در حال ایراد سخنرانیهای آتشین و گوگردی بود.
The air was heavy with the smell of brimstone.
هوا سنگین بود با بوی گوگرد.
The volcano erupted, spewing brimstone and ash into the sky.
آتشفشان فوران کرد و گوگرد و خاکستر را به آسمان پرتاب کرد.
The ancient texts described a place of fire and brimstone.
متون باستانی مکانی را آتش و گوگرد توصیف کردند.
The brimstone cliffs towered over the ocean.
آبسنگهای گوگردی بر فراز اقیانوس سر داشتند.
The demon's eyes glowed with brimstone light.
چشمان شیطان با نور گوگرد میدرخشیدند.
The old church was said to be cursed with brimstone.
گفته میشد کلیسای قدیمی با گوگرد نفرین شده است.
The potion required a pinch of brimstone for its potency.
معجون برای پتانسیل خود به مقدار کمی گوگرد نیاز داشت.
The brimstone mine was a dangerous place to work.
معدن گوگرد مکانی خطرناک برای کار بود.
Legends spoke of a sword forged in brimstone and flame.
افسانه ها از شمشیر ساخته شده در گوگرد و آتش صحبت کردند.
The alchemist mixed brimstone with other ingredients for his experiments.
شیمادان برای آزمایشات خود گوگرد را با سایر مواد مخلوط کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید