sulfurous

[ایالات متحده]/ˈsʌlfərəs/
[بریتانیا]/ˈsʌlfərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به گوگرد; حاوی گوگرد

عبارات و ترکیب‌ها

sulfurous gas

گاز كبريتي

sulfurous fumes

دود كبريتي

sulfurous springs

چشمه‌های كبريتي

sulfurous odor

بوي كبريتي

sulfurous rain

باران كبريتي

sulfurous minerals

مواد معدنی كبريتي

sulfurous compounds

تركيبات كبريتي

sulfurous atmosphere

فضای كبريتي

sulfurous emissions

انتشار گاز كبريتي

sulfurous soil

خاك كبريتي

جملات نمونه

the sulfurous fumes from the volcano were overwhelming.

دود گوگردی از فوران آتشفشان طاقت‌فرسا بود.

he noticed a sulfurous odor in the air.

او بوی گوگردی در هوا متوجه شد.

the sulfurous springs attracted many tourists.

چشمه‌های گوگردی بسیاری از گردشگران را به خود جذب کرد.

the scientist studied the sulfurous compounds in the soil.

دانشمند ترکیبات گوگردی موجود در خاک را مطالعه کرد.

they had to wear masks due to the sulfurous gases.

آنها مجبور شدند به دلیل گازهای گوگردی ماسک بپوشند.

the sulfurous lake is known for its unique ecosystem.

دریاچه گوگردی به دلیل اکوسیستم منحصر به فردش شناخته شده است.

she described the sulfurous landscape as otherworldly.

او مناظر گوگردی را فرازمینی توصیف کرد.

the sulfurous eruption changed the local environment.

فوران گوگردی محیط زیست محلی را تغییر داد.

he warned about the sulfurous pollution in the area.

او در مورد آلودگی گوگردی در این منطقه هشدار داد.

her research focused on sulfurous emissions from factories.

تحقیقات او بر روی انتشار گوگردی از کارخانه‌ها متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید