sulfurous gas
گاز كبريتي
sulfurous fumes
دود كبريتي
sulfurous springs
چشمههای كبريتي
sulfurous odor
بوي كبريتي
sulfurous rain
باران كبريتي
sulfurous minerals
مواد معدنی كبريتي
sulfurous compounds
تركيبات كبريتي
sulfurous atmosphere
فضای كبريتي
sulfurous emissions
انتشار گاز كبريتي
sulfurous soil
خاك كبريتي
the sulfurous fumes from the volcano were overwhelming.
دود گوگردی از فوران آتشفشان طاقتفرسا بود.
he noticed a sulfurous odor in the air.
او بوی گوگردی در هوا متوجه شد.
the sulfurous springs attracted many tourists.
چشمههای گوگردی بسیاری از گردشگران را به خود جذب کرد.
the scientist studied the sulfurous compounds in the soil.
دانشمند ترکیبات گوگردی موجود در خاک را مطالعه کرد.
they had to wear masks due to the sulfurous gases.
آنها مجبور شدند به دلیل گازهای گوگردی ماسک بپوشند.
the sulfurous lake is known for its unique ecosystem.
دریاچه گوگردی به دلیل اکوسیستم منحصر به فردش شناخته شده است.
she described the sulfurous landscape as otherworldly.
او مناظر گوگردی را فرازمینی توصیف کرد.
the sulfurous eruption changed the local environment.
فوران گوگردی محیط زیست محلی را تغییر داد.
he warned about the sulfurous pollution in the area.
او در مورد آلودگی گوگردی در این منطقه هشدار داد.
her research focused on sulfurous emissions from factories.
تحقیقات او بر روی انتشار گوگردی از کارخانهها متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید