brines

[ایالات متحده]/braɪnz/
[بریتانیا]/brynz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در نمک خیساندن یا درمان کردن.
n. آب شور مورد استفاده برای نگهداری غذا.; محلول نمک در آب.

عبارات و ترکیب‌ها

brines of sweat

نمک‌های تعرق

brines for food

نمک برای غذا

brines used up

نمک‌های مصرف شده

brines of earth

نمک‌های زمین

brines from wells

نمک از چاه‌ها

جملات نمونه

brines are often used for preserving food.

برش‌ها اغلب برای نگهداری غذا استفاده می‌شوند.

many chefs prefer to use homemade brines.

بسیاری از سرآشپزها ترجیح می‌دهند از برش‌های خانگی استفاده کنند.

brines can enhance the flavor of meats.

برش‌ها می‌توانند طعم گوشت‌ها را افزایش دهند.

pickling vegetables in brines is a common practice.

ترشی کردن سبزیجات در برش‌ها یک روش معمول است.

brines help to tenderize tough cuts of meat.

برش‌ها به لطیف کردن برش‌های سفت گوشت کمک می‌کنند.

different spices can be added to brines for variety.

برای تنوع، می‌توان ادویه‌های مختلفی به برش‌ها اضافه کرد.

brines are essential for making certain types of pickles.

برش‌ها برای تهیه انواع خاصی از ترشیجات ضروری هستند.

using brines can shorten the cooking time for meats.

استفاده از برش‌ها می‌تواند زمان پخت گوشت را کوتاه کند.

some brines include sugar to balance the saltiness.

برخی از برش‌ها شامل شکر برای متعادل کردن شوری هستند.

brines can be used for marinating seafood as well.

می‌توان از برش‌ها برای مرینه‌کردن غذاهای دریایی نیز استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید