brinies

[ایالات متحده]/ˈbrɪniːz/
[بریتانیا]/ˈbriːnɪz/

ترجمه

adj. شور، مربوط به آب دریا

عبارات و ترکیب‌ها

brinies taste salty

طعم برینی ها شور است

brinies are snacks

برینی ها میان وعده هستند

brinies in bag

برینی ها در کیسه

eat brinies now

حالا برینی بخورید

brinies for party

برینی برای مهمانی

brinies with dip

برینی با دیپ

share brinies friends

برینی با دوستان به اشتراک بگذارید

brinies on table

برینی روی میز

جملات نمونه

she loves exploring the brinies during summer vacations.

او عاشق کاوش در آب‌های شور در تعطیلات تابستانی است.

the brinies are home to many fascinating creatures.

آب‌های شور زیستگاه بسیاری از موجودات جذاب هستند.

he spent hours diving into the brinies to discover new species.

او ساعت‌ها غواصی کرد تا گونه‌های جدیدی را در آب‌های شور کشف کند.

we should respect the brinies and protect marine life.

ما باید به آب‌های شور احترام بگذاریم و از حیات دریایی محافظت کنیم.

fishing in the brinies can be both relaxing and exciting.

ماهیتکنی در آب‌های شور می‌تواند هم آرامش‌بخش و هم هیجان‌انگیز باشد.

the brinies offer endless opportunities for adventure.

آب‌های شور فرصت‌های بی‌پایانی برای ماجراجویی ارائه می‌دهند.

many artists draw inspiration from the brinies.

بسیاری از هنرمندان از آب‌های شور الهام می‌گیرند.

she dreams of sailing across the brinies one day.

او رویای سفر با قایق از میان آب‌های شور را در یک روز دارد.

the brinies are a vital part of our ecosystem.

آب‌های شور بخشی حیاتی از اکوسیستم ما هستند.

he enjoys photographing the beauty of the brinies.

او از عکاسی از زیبایی آب‌های شور لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید