crackers

[ایالات متحده]/ˈkrækəz/
[بریتانیا]/ˈkrækərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیمار روانی; دیوانه; دیوانه‌وار

عبارات و ترکیب‌ها

cheese crackers

کیک‌های پنیر

saltine crackers

کراکرز سالتین

crackers and cheese

کراکرز و پنیر

crackers with dip

کراکرز با دیپ

butter crackers

کراکرز کره

whole grain crackers

کراکرز غلات کامل

crackers for soup

کراکرز برای سوپ

spicy crackers

کراکرز تند

crackers platter

سینی کراکر

crackers box

جعبه کراکر

جملات نمونه

she enjoys eating crackers with cheese.

او از خوردن بیسکویت با پنیر لذت می برد.

he brought a box of crackers to the picnic.

او یک جعبه بیسکویت به پیک نیک آورد.

crackers are a great snack for parties.

بیسکویت ها یک میان وعده عالی برای مهمانی ها هستند.

they served soup with saltine crackers.

آنها سوپ با بیسکویت نمکی سرو کردند.

she likes to dip her crackers in hummus.

او دوست دارد بیسکویت های خود را در حمص غوطه ور کند.

we bought some flavored crackers for the game night.

ما چند بیسکویت طعم دار برای شب بازی خریدیم.

he always keeps a pack of crackers in his bag.

او همیشه یک بسته بیسکویت در کیف خود نگه می دارد.

crackers can be a healthy alternative to chips.

بیسکویت ها می توانند جایگزین سالم تری برای چیپس باشند.

she made a delicious appetizer using crackers.

او یک غذای پیش غذا خوشمزه با استفاده از بیسکویت درست کرد.

he likes to have crackers with his soup.

او دوست دارد بیسکویت با سوپش بخورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید