brionies

[ایالات متحده]/braɪˈoʊniːz/
[بریتانیا]/bry-OH-neez/

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان بالا رونده در خانواده کدو، با گل‌های زیبا و ساقه‌های خاردار.

عبارات و ترکیب‌ها

briony vines

سوسن‌های بریونی

briony blooms

گل‌های بریونی

white brionies

بریونی‌های سفید

climbing brionies

بریونی‌های رونده

briony scent

عطر بریونی

briony seeds

دانه‌های بریونی

briony bush

بوته بریونی

briony garden

باغچه بریونی

briony leaves

برگ‌های بریونی

جملات نمونه

brionies are often used in desserts.

برني‌ها اغلب در دسرها استفاده می‌شوند.

many people enjoy picking brionies in the wild.

بسیاری از مردم از چیدن برنی‌ها در طبیعت لذت می‌برند.

brionies can be found in various regions.

برنی‌ها را می‌توان در مناطق مختلف یافت.

adding brionies enhances the flavor of the dish.

افزودن برنی‌ها طعم غذا را بهبود می‌بخشد.

brionies are a popular ingredient in salads.

برنی‌ها یک ماده محبوب در سالادها هستند.

some people are allergic to brionies.

برخی از افراد به برنی‌ها حساسیت دارند.

brionies are rich in vitamins and antioxidants.

برنی‌ها سرشار از ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها هستند.

children love to eat brionies as snacks.

کودکان عاشق خوردن برنی‌ها به عنوان میان‌وعده هستند.

brionies can be made into jams and jellies.

می‌توان برنی‌ها را به مربا و ژله تبدیل کرد.

brionies are often featured in summer recipes.

برنی‌ها اغلب در دستورالعمل‌های تابستانی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید