thorns

[ایالات متحده]/ˌkraʊnəv'θɔrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت‌های خاردار یک گیاه؛ انتهای تیز و نوک‌دار جمع.

عبارات و ترکیب‌ها

sharp thorns

خار تیز

rose thorns

خار گل رز

prickly thorns

خار تیزی

protective thorns

خار محافظتی

crown of thorns

تاج خارها

جملات نمونه

thorns snagged his sweater.

خارها لباسش را پاره کردند.

The thorns of roses prick rather badly.

خاره‌های گل‌های رز به شدت فرو می‌روند.

They had to stop to pick out thorns from their feet.

آنها مجبور شدند برای کندن خارها از پاهایشان توقف کنند.

I was sitting on the thorns while waiting for the outcome.

من روی خارها نشسته بودم در حالی که منتظر نتیجه بودم.

13(12) Plants usually thorny; twigs thornlike, bearing leaves and flowers, or twigs with needlelike thorns; leaf blade small, usually shorter than 7 cm.

13(12) گیاهان معمولاً خاردار؛ شاخه ها خار مانند، با برگ و گل، یا شاخه هایی با خار مانند سوزنی؛ پرده برگ کوچک، معمولاً کوتاه‌تر از 7 سانتی‌متر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید