briony

[ایالات متحده]/ˈbrʌɪəni/
[بریتانیا]/ˈbraɪˌoʊni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گیاه بالا رونده متعلق به خانواده کدوییان، که اغلب دارای برگ‌های قلبی شکل و گل‌های کوچک سفید یا زرد است.
Word Forms
جمعbrionies

عبارات و ترکیب‌ها

briony plant

گیاه بريوني

briony flower

گل بريوني

briony vine

كرده بريوني

briony leaves

برگ‌های بريوني

briony berries

توت‌های بريوني

briony trail

مسیر بريوني

briony garden

باغچه بريوني

briony art

هنر بريوني

briony name

نام بريوني

briony story

داستان بريوني

جملات نمونه

briony loves to explore the outdoors.

برiony عاشق کشف فضای باز است.

she often collects briony plants in the garden.

او اغلب گیاهان برiony را در باغ جمع آوری می کند.

briony is known for her artistic talents.

برiony به خاطر استعدادهای هنریش شناخته شده است.

many people admire briony's dedication to her work.

بسیاری از مردم از تعهد برiony به کارش تحسین می کنند.

briony enjoys reading books about nature.

برiony از خواندن کتاب هایی در مورد طبیعت لذت می برد.

her friends often seek advice from briony.

دوستانش اغلب از برiony مشورت می گیرند.

briony has a passion for photography.

برiony شور و اشتیاقی برای عکاسی دارد.

briony plans to travel to different countries.

برiony قصد دارد به کشورهای مختلف سفر کند.

she often shares her experiences with briony.

او اغلب تجربیات خود را با برiony به اشتراک می گذارد.

briony is a talented musician.

برiony یک نوازنده با استعداد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید