britches

[ایالات متحده]/brɪtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈbrɪtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شلوار، شلوارک (به ویژه به طول زانو)؛ شلوار (غیررسمی)

عبارات و ترکیب‌ها

britches down

شلوار پایین

britches on

شلوار پوشیده

check britches

بررسی شلوار

new britches

شلوار جدید

dirty britches

شلوار کثیف

wash britches

شستن شلوار

pair of britches

جفت شلوار

britches size

اندازه شلوار

tight britches

شلوار تنگ

loose britches

شلوار گشاد

جملات نمونه

he wore his best britches to the party.

او شلوارهای بهترین خود را برای مهمانی پوشید.

don't forget to pull up your britches before you run.

قبل از دویدن، فراموش نکنید شلوارهای خود را بالا بکشید.

she stained her britches while gardening.

او در حین باغبانی، شلوارهای خود را لکه دار کرد.

the little boy's britches were too big for him.

شلوارهای پسر کوچولو برای او خیلی بزرگ بود.

he bought a new pair of britches for the winter.

او یک جفت شلوار جدید برای زمستان خرید.

his britches ripped when he climbed the fence.

وقتی از روی حصار بالا رفت، شلوارهای او پاره شد.

she prefers wearing britches over skirts.

او ترجیح می دهد شلوار بپوشد تا دامن.

he joked that his britches were too tight after dinner.

او شوخی کرد که بعد از شام شلوارهای او خیلی تنگ بودند.

the young man adjusted his britches before the interview.

مرد جوان قبل از مصاحبه شلوارهای خود را مرتب کرد.

she found a hole in her favorite britches.

او یک سوراخ در شلوارهای مورد علاقه خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید