broaches

[ایالات متحده]/brəʊtʃiːz/
[بریتانیا]/broʊtʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به میان آوردن (یک موضوع)؛ باز کردن و شروع به استفاده کردن؛ گشاد کردن (یک سوراخ) با یک بروچ؛ سوراخی در (یک بشکه) ایجاد کردن تا مایع استخراج شود؛ با یک بروچ نیشگون گرفتن یا سوراخ کردن.
n. جمع بروچ؛ ابزاری برش که برای گشاد کردن یا شکل دادن به سوراخ‌ها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

broaches topic

بررسی موضوع

broaches subject

بررسی موضوع

broaches issue

بررسی مسئله

broaches danger

بررسی خطر

broaches plan

بررسی برنامه

broaches idea

بررسی ایده

broaches question

بررسی سوال

broaches solution

بررسی راه حل

broaches problem

بررسی مشکل

جملات نمونه

she often broaches sensitive topics during meetings.

او اغلب موضوعات حساس را در جلسات مطرح می‌کند.

he broaches the subject of climate change with caution.

او موضوع تغییرات آب و هوایی را با احتیاط مطرح می‌کند.

the teacher broaches new ideas to encourage discussion.

معلم ایده‌های جدیدی را برای تشویق بحث مطرح می‌کند.

during dinner, she broaches the topic of travel plans.

در طول شام، او موضوع برنامه‌های سفر را مطرح می‌کند.

he rarely broaches his personal life with coworkers.

او به ندرت زندگی شخصی خود را با همکاران مطرح می‌کند.

the manager broaches the issue of overtime pay.

مدیر موضوع اضافه کاری را مطرح می‌کند.

she broaches the idea of a team-building retreat.

او ایده یک اردوی تیم‌سازی را مطرح می‌کند.

he broaches the possibility of a promotion during the review.

او احتمال ترفیع را در طول بررسی مطرح می‌کند.

they broach their concerns about the new policy.

آنها نگرانی‌های خود در مورد سیاست جدید را مطرح می‌کنند.

she broaches the topic of health and wellness regularly.

او به طور منظم موضوع سلامتی و تندرستی را مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید