topics

[ایالات متحده]/ˈtɒpɪks/
[بریتانیا]/ˈtɑːpɪks/

ترجمه

n. موضوعات یا درونه‌های بحث یا مطالعه
abbr. سیستم جامع آنلاین برنامه‌ریزی و کنترل اطلاعات

عبارات و ترکیب‌ها

hot topics

موضوعات داغ

discussing topics

بحث درباره موضوعات

new topics

موضوعات جدید

important topics

موضوعات مهم

topics covered

موضوعات پوشش داده شده

current topics

موضوعات جاری

topics related

موضوعات مرتبط

topics included

موضوعات گنجانده شده

topics raised

موضوعات مطرح شده

various topics

موضوعات مختلف

جملات نمونه

we need to cover these topics in the meeting.

ما باید این موضوعات را در جلسه پوشش دهیم.

the presentation explored various topics related to climate change.

ارائه به بررسی موضوعات مختلف مرتبط با تغییرات آب و هوایی پرداخت.

let's brainstorm some interesting topics for the blog.

بیایید برخی از موضوعات جالب برای وبلاگ را بررسی کنیم.

the debate centered on controversial topics in politics.

بحث بر روی موضوعات بحث برانگیز در سیاست متمرکز بود.

the research paper examines key topics in artificial intelligence.

مقاله تحقیقاتی به بررسی موضوعات کلیدی در هوش مصنوعی می پردازد.

the course syllabus outlines the topics we will study.

برنامه درسی دوره موضوعاتی را که ما مطالعه خواهیم کرد، مشخص می کند.

i'm interested in learning more about these topics.

من به یادگیری بیشتر در مورد این موضوعات علاقه مند هستم.

the discussion touched upon several sensitive topics.

بحث به چندین موضوع حساس اشاره کرد.

the article provides a comprehensive overview of the topics.

مقاله یک نمای کلی جامع از موضوعات ارائه می دهد.

we chose topics that were relevant to our audience.

ما موضوعاتی را انتخاب کردیم که برای مخاطبان ما مرتبط بود.

the speaker introduced new topics to the audience.

سخنرانی موضوعات جدیدی را به مخاطبان معرفی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید