broadcasters

[ایالات متحده]/ˈbrɔːdkɑːstərz/
[بریتانیا]/ˈbroʊdkɑːstərˌz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی یا شرکت‌هایی که برنامه‌های رادیویی یا تلویزیونی را پخش می‌کنند؛ تجهیزات مورد استفاده برای پخش

عبارات و ترکیب‌ها

broadcasters' voices

صدای پخش‌کنندگان

local broadcasters

پخش‌کنندگان محلی

mainstream broadcasters

پخش‌کنندگان جریان اصلی

all broadcasters

تمام پخش‌کنندگان

network broadcasters

پخش‌کنندگان شبکه‌ای

state broadcasters

پخش‌کنندگان دولتی

public broadcasters

پخش‌کنندگان عمومی

cable broadcasters

پخش‌کنندگان کابلی

satellite broadcasters

پخش‌کنندگان ماهواره‌ای

جملات نمونه

broadcasters play a crucial role in informing the public.

پخش‌کنندگان نقش مهمی در اطلاع‌رسانی به مردم ایفا می‌کنند.

many broadcasters are adapting to digital platforms.

بسیاری از پخش‌کنندگان در حال انطباق با پلتفرم‌های دیجیتال هستند.

broadcasters often face challenges with content regulation.

پخش‌کنندگان اغلب با چالش‌هایی در زمینه تنظیم مقررات محتوا مواجه هستند.

some broadcasters focus on local news coverage.

برخی از پخش‌کنندگان بر پوشش اخبار محلی تمرکز دارند.

broadcasters need to understand their audience's preferences.

پخش‌کنندگان باید ترجیحات مخاطبان خود را درک کنند.

innovative broadcasters use social media to engage viewers.

پخش‌کنندگان نوآورانه از رسانه‌های اجتماعی برای تعامل با بینندگان استفاده می‌کنند.

broadcasters are essential for live event coverage.

پخش‌کنندگان برای پوشش رویدادهای زنده ضروری هستند.

many broadcasters collaborate with independent producers.

بسیاری از پخش‌کنندگان با تولیدکنندگان مستقل همکاری می‌کنند.

broadcasters must maintain high ethical standards.

پخش‌کنندگان باید استانداردهای اخلاقی بالایی را حفظ کنند.

local broadcasters often highlight community issues.

پخش‌کنندگان محلی اغلب مسائل مربوط به جامعه را برجسته می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید