communicators

[ایالات متحده]/[kəˈmjuːnɪkeɪtəz]/
[بریتانیا]/[kəˈmjuːnɪkeɪtərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که ارتباط برقرار می‌کنند؛ کسانی که اطلاعات را منتقل می‌کنند؛ وسیله‌ای که برای ارسال پیام‌ها، به ویژه در مسافت‌های طولانی استفاده می‌شود؛ فردی که در برقراری ارتباط موثر مهارت دارد.
n. (جمع) اعضای گروه پیشاهنگ Boy Scout، که اغلب لباس فرم متمایز می‌پوشند.

عبارات و ترکیب‌ها

skilled communicators

ارتباط‌گران ماهر

effective communicators

ارتباط‌گران موثر

communicator roles

نقش‌های ارتباط‌گر

communicator's guide

راهنمای ارتباط‌گر

becoming communicators

تبدیل شدن به ارتباط‌گر

communicators network

شبکه ارتباط‌گران

communicator skills

مهارت‌های ارتباط‌گر

communicators unite

اتحاد ارتباط‌گران

communicator app

برنامه ارتباط‌گر

جملات نمونه

the team used walkie-talkie communicators to coordinate their efforts.

تیم از دستگاه‌های ارتباطی واکی‌تاکی برای هماهنگی تلاش‌های خود استفاده کرد.

modern communicators offer features like text messaging and video calls.

دستگاه‌های ارتباطی مدرن دارای ویژگی‌هایی مانند پیامک و تماس تصویری هستند.

emergency communicators are vital for contacting help in remote areas.

دستگاه‌های ارتباطی اضطراری برای تماس با کمک در مناطق دورافتاده حیاتی هستند.

the military relies on secure communicators for confidential conversations.

نظامیان به دستگاه‌های ارتباطی امن برای مکالمات محرمانه متکی هستند.

wireless communicators allow for greater mobility and flexibility.

دستگاه‌های ارتباطی بی‌سیم امکان تحرک و انعطاف‌پذیری بیشتر را فراهم می‌کنند.

we need reliable communicators to maintain contact during the storm.

ما به دستگاه‌های ارتباطی قابل اعتماد برای حفظ تماس در طول طوفان نیاز داریم.

the company provided all employees with new mobile communicators.

شرکت به همه کارمندان دستگاه‌های ارتباطی موبایل جدید ارائه داد.

two-way communicators are essential for public safety personnel.

دستگاه‌های ارتباطی دو طرفه برای پرسنل ایمنی عمومی ضروری هستند.

satellite communicators can be used in areas without cell service.

می‌توان از دستگاه‌های ارتباطی ماهواره‌ای در مناطقی که سرویس تلفن همراه ندارند استفاده کرد.

the firefighters used their communicators to report the fire's progress.

آتش‌نشانان از دستگاه‌های ارتباطی خود برای گزارش پیشرفت آتش استفاده کردند.

digital communicators have improved communication efficiency significantly.

دستگاه‌های ارتباطی دیجیتال به طور قابل توجهی کارایی ارتباطات را بهبود بخشیده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید