broadside

[ایالات متحده]/'brɔːdsaɪd/
[بریتانیا]/'brɔdsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سمت یک کشتی بالای خط آب؛ یک حمله کلامی قوی
adv. به طور جانبی، به طور تصادفی
vt. به یک سمت برخورد کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbroadsiding
جمعbroadsides
شکل سوم شخص مفردbroadsides
زمان گذشتهbroadside
قسمت سوم فعلbroadside

عبارات و ترکیب‌ها

broadside attack

حمله پهلو

broadside collision

برخورد پهلو

جملات نمونه

a broadside of Lee's farewell address.

مجموعه‌ای از سخنرانی خداحافظی لی

the yacht was drifting broadside to the wind.

قایق تفریحی در حال شناور شدن در کنار باد بود.

the ship swung broadside on to the current of the river.

کشتی در کنار جریان رودخانه چرخید.

The wave caught the canoe broadside and sank it.

موج قایق کانو را از کنار گرفت و آن را غرق کرد.

her car was hit broadside by another vehicle.

ماشین او از کنار توسط یک وسیله نقلیه دیگر برخورد کرد.

he launched a broadside against both monetary and political union.

او حمله‌ای همه‌جانبه علیه هر دو اتحادیه پولی و سیاسی انجام داد.

The parlement member delivered a broadside against the government's recent policies.

عضو پارلمان حمله‌ای همه‌جانبه به سیاست‌های اخیر دولت انجام داد.

She delivered a broadside against government policies.

او حمله‌ای همه‌جانبه به سیاست‌های دولت انجام داد.

were killed when an intoxicated driver broadsided their car.

وقتی یک راننده مست ماشین آنها را از کنار زد، کشته شدند.

A greater conflict side-to-side can egest the container evidence towards the broadside with the littlest roller.

یک درگیری بزرگتر از کنار می‌تواند شواهد ظرف را به سمت پهلو با کمترین غلتنده هدایت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید