broidered

[ایالات متحده]/ˈbrɔɪdər d/
[بریتانیا]/ˈbraɪdər d/

ترجمه

v. گذشتهٔ participle از broider

عبارات و ترکیب‌ها

broidered fabric

پارچه گلدوزی

broidered dress

لباس گلدوزی

broidered edge

لبه گلدوزی

broidered design

طرح گلدوزی

broidered flowers

گل‌های گلدوزی

جملات نمونه

the dress was beautifully embroidered with floral patterns.

لباس به زیبایی با طرح‌های گل تزئین شده بود.

she wore an embroidered jacket to the party.

او یک ژاکت تزئین شده به مهمانی پوشید.

the tablecloth was embroidered with intricate designs.

زیرانداز با طرح‌های پیچیده تزئین شده بود.

he gifted her an embroidered pillow for her birthday.

او یک بالش تزئین شده به عنوان هدیه تولد به او داد.

they displayed an embroidered banner at the event.

آنها یک بنر تزئین شده را در رویداد به نمایش گذاشتند.

the artisan embroidered her initials on the fabric.

هنرمند حروف اول نام او را روی پارچه تزئین کرد.

he admired the embroidered details on the gown.

او جزئیات تزئین شده روی لباس را تحسین کرد.

the children learned how to create embroidered art.

کودکان یاد گرفتند چگونه هنر تزئین شده ایجاد کنند.

the embroidered design added elegance to the outfit.

طرح تزئین شده ظرافت را به لباس اضافه کرد.

she collects embroidered handkerchiefs from different countries.

او دستمال سفره‌های تزئین شده را از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید