bromated

[ایالات متحده]/braʊmeɪtɪd/
[بریتانیا]/broh-ˈmeɪ-tid/

ترجمه

adj. حاوی برم
v. بروماته (قسمت گذشته فعل بروماته)

عبارات و ترکیب‌ها

bromated bread

نان بروم‌دار

bromated flour

آرد بروم‌دار

bromated yeast

خمیر مایه بروم‌دار

bromated water

آب بروم‌دار

bromated salt

نمک بروم‌دار

جملات نمونه

the bread is often bromated to improve its texture.

نان اغلب برای بهبود بافت آن برم شده است.

some countries have banned bromated flour due to health concerns.

به دلیل نگرانی‌های بهداشتی، برخی از کشورها آرد برم شده را ممنوع کرده‌اند.

bromated dough can rise more effectively than non-bromated dough.

خمیر برم شده می‌تواند به طور مؤثرتری از خمیر غیربرم شده پف کند.

many bakers prefer bromated flour for its consistent results.

بسیاری از نانوایان به دلیل نتایج یکنواخت خود، آرد برم شده را ترجیح می‌دهند.

health experts warn against the consumption of bromated products.

متخصصان بهداشت در مورد مصرف محصولات برم شده هشدار می‌دهند.

some consumers are concerned about bromated ingredients in their food.

برخی از مصرف‌کنندگان در مورد مواد تشکیل‌دهنده برم شده در غذای خود نگران هستند.

it is essential to check labels for bromated additives.

بررسی برچسب‌ها برای یافتن افزودنی‌های برم شده ضروری است.

bromated flour can enhance the baking process significantly.

آرد برم شده می‌تواند فرآیند پخت را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

some brands proudly advertise their products as bromated-free.

برخی از برندها به طور افتخارآمیز محصولات خود را بدون برم تبلیغ می‌کنند.

regulations around bromated flour vary by country.

قوانین مربوط به آرد برم شده در هر کشور متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید