bromelia

[ایالات متحده]/brəʊˈmiːlɪə/
[بریتانیا]/broʊˈmiːlɪə/

ترجمه

n. 2-اتوکسی ناپتالن؛ برومئلیا (جنس گیاهان)
شکل‌های واژه
جمعbromelias

جملات نمونه

the bright bromelia caught my eye in the garden center.

بروملیا روشن من را در مرکز گیاهان جذب کرد.

most bromelia species are native to the tropical americas.

بیشتر گونه‌های بروملیا از آمریکای گرمسیری می‌باشند.

she decided to pot the bromelia in a decorative container.

او تصمیم گرفت تا بروملیا را در یک ظرف زیبایی کاشته شود.

a bromelia plant adds an exotic touch to indoor spaces.

گیاه بروملیا یک لمس غریب به فضای داخلی اضافه می‌کند.

the bromelia requires well-draining soil to thrive.

بروملیا نیاز به خاکی با دренیژ خوب برای رشد دارد.

pineapples are the most economically significant bromelia.

انanas‌ها مهمترین بروملیا از نظر اقتصادی هستند.

we admired the unique bract of the flowering bromelia.

ما برگ منحصر به فرد گل‌دار بروملیا را تحسین کردیم.

some bromelia varieties can survive on trees as epiphytes.

برخی از گونه‌های بروملیا می‌توانند به عنوان گیاه‌های اپیفیت روی درختان زنده بمانند.

keep your bromelia away from direct sunlight to prevent scorching.

بروملیای خود را از نور مستقیم خورشید دور نگه دارید تا از سوزنده شدن جلوگیری شود.

the colorful bromelia is a popular choice for landscaping.

بروملیای رنگی یک انتخاب محبوب برای طراحی فضای سبز است.

water the central cup of the bromelia rather than the soil.

به جای خاک، آب را در کاسه مرکزی بروملیا بزنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید