bromides say
برومیدها میگویند
old bromides
برومیدهای قدیمی
bromides sound
برومیدها صدا میکنند
use bromides
از برومیدها استفاده کنید
avoid bromides
از برومیدها اجتناب کنید
bromides fail
برومیدها شکست میخورند
bromides tired
برومیدها خسته هستند
bromides boring
برومیدها خستهکننده هستند
bromides speak
برومیدها صحبت میکنند
bromides truth
حقیقت برومیدها
his speech was filled with bromides that failed to inspire anyone.
سخنرانی او مملو از کلیشههایی بود که نتوانستند الهام بخش کسی باشند.
she often resorts to bromides when comforting her friends.
او اغلب برای آرام کردن دوستانش به کلیشهها متوسل میشود.
using bromides in serious discussions can undermine your credibility.
استفاده از کلیشهها در بحثهای جدی میتواند اعتبار شما را خدشهدار کند.
many self-help books are filled with bromides that offer little real advice.
بسیاری از کتابهای خودیاری مملو از کلیشههایی هستند که مشورت واقعی کمی ارائه میدهند.
his bromides about hard work didn't resonate with the audience.
کلیشههای او در مورد سختکوشی با مخاطبان همخوانی نداشت.
politicians often use bromides to avoid addressing tough issues.
سیاستمدان اغلب از کلیشهها برای اجتناب از پرداختن به مسائل دشوار استفاده میکنند.
her advice was just a collection of bromides that lacked depth.
مشورت او فقط مجموعهای از کلیشههایی بود که فاقد عمق بود.
in times of crisis, bromides can feel particularly hollow.
در زمان بحران، کلیشهها میتوانند به طور خاص پوچ به نظر برسند.
he relied on bromides to make his point instead of providing evidence.
او به جای ارائه مدرک، برای اثبات ادعای خود به کلیشهها متکی بود.
while some people appreciate bromides, others find them frustrating.
در حالی که برخی افراد از کلیشهها قدردانی میکنند، برخی دیگر آنها را ناامیدکننده میدانند.
bromides say
برومیدها میگویند
old bromides
برومیدهای قدیمی
bromides sound
برومیدها صدا میکنند
use bromides
از برومیدها استفاده کنید
avoid bromides
از برومیدها اجتناب کنید
bromides fail
برومیدها شکست میخورند
bromides tired
برومیدها خسته هستند
bromides boring
برومیدها خستهکننده هستند
bromides speak
برومیدها صحبت میکنند
bromides truth
حقیقت برومیدها
his speech was filled with bromides that failed to inspire anyone.
سخنرانی او مملو از کلیشههایی بود که نتوانستند الهام بخش کسی باشند.
she often resorts to bromides when comforting her friends.
او اغلب برای آرام کردن دوستانش به کلیشهها متوسل میشود.
using bromides in serious discussions can undermine your credibility.
استفاده از کلیشهها در بحثهای جدی میتواند اعتبار شما را خدشهدار کند.
many self-help books are filled with bromides that offer little real advice.
بسیاری از کتابهای خودیاری مملو از کلیشههایی هستند که مشورت واقعی کمی ارائه میدهند.
his bromides about hard work didn't resonate with the audience.
کلیشههای او در مورد سختکوشی با مخاطبان همخوانی نداشت.
politicians often use bromides to avoid addressing tough issues.
سیاستمدان اغلب از کلیشهها برای اجتناب از پرداختن به مسائل دشوار استفاده میکنند.
her advice was just a collection of bromides that lacked depth.
مشورت او فقط مجموعهای از کلیشههایی بود که فاقد عمق بود.
in times of crisis, bromides can feel particularly hollow.
در زمان بحران، کلیشهها میتوانند به طور خاص پوچ به نظر برسند.
he relied on bromides to make his point instead of providing evidence.
او به جای ارائه مدرک، برای اثبات ادعای خود به کلیشهها متکی بود.
while some people appreciate bromides, others find them frustrating.
در حالی که برخی افراد از کلیشهها قدردانی میکنند، برخی دیگر آنها را ناامیدکننده میدانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید