bronc

[ایالات متحده]/brɒŋk/
[بریتانیا]/brɔːŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب وحشی شمال غرب آمریکاست. ; اسب جوان و رام نشده.
Word Forms
جمعbroncs

عبارات و ترکیب‌ها

bronc buster

برونک باستر

wild bronc

برونک وحشی

break a bronc

شکستن یک برونک

bronc riding

سوارکاری برونک

bronc horse

اسب برونک

bronc steer

گاو برونک

tame a bronc

رام کردن یک برونک

bronc competition

مسابقه برونک

جملات نمونه

the bronc kicked hard during the rodeo.

اسب وحشی به شدت لگد زد در حالی که در مسابقه اسب سواری بودند.

he managed to ride the bronc for eight seconds.

او موفق شد برای هشت ثانیه روی اسب وحشی سوار شود.

training a bronc requires patience and skill.

آموزش یک اسب وحشی نیاز به صبر و مهارت دارد.

the bronc rider wore a protective vest.

مسابقه‌دهنده اسب وحشی یک جلیقه محافظتی پوشیده بود.

she was excited to see the bronc bucking.

او از دیدن اسب وحشی که در حال پرش بود هیجان زده بود.

the bronc was known for its wild nature.

اسب وحشی به خاطر طبیعت وحشی‌اش شناخته شده بود.

many riders dream of taming a bronc.

بسیاری از سوارکاران رویای رام کردن یک اسب وحشی را دارند.

he fell off the bronc during the competition.

او در طول مسابقه از اسب وحشی افتاد.

the bronc's mane flowed in the wind.

مانه اسب وحشی در باد جریان داشت.

they organized a bronc riding contest.

آنها یک مسابقه سواری اسب وحشی برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید