| جمع | broncs |
bronc buster
برونک باستر
wild bronc
برونک وحشی
break a bronc
شکستن یک برونک
bronc riding
سوارکاری برونک
bronc horse
اسب برونک
bronc steer
گاو برونک
tame a bronc
رام کردن یک برونک
bronc competition
مسابقه برونک
the bronc kicked hard during the rodeo.
اسب وحشی به شدت لگد زد در حالی که در مسابقه اسب سواری بودند.
he managed to ride the bronc for eight seconds.
او موفق شد برای هشت ثانیه روی اسب وحشی سوار شود.
training a bronc requires patience and skill.
آموزش یک اسب وحشی نیاز به صبر و مهارت دارد.
the bronc rider wore a protective vest.
مسابقهدهنده اسب وحشی یک جلیقه محافظتی پوشیده بود.
she was excited to see the bronc bucking.
او از دیدن اسب وحشی که در حال پرش بود هیجان زده بود.
the bronc was known for its wild nature.
اسب وحشی به خاطر طبیعت وحشیاش شناخته شده بود.
many riders dream of taming a bronc.
بسیاری از سوارکاران رویای رام کردن یک اسب وحشی را دارند.
he fell off the bronc during the competition.
او در طول مسابقه از اسب وحشی افتاد.
the bronc's mane flowed in the wind.
مانه اسب وحشی در باد جریان داشت.
they organized a bronc riding contest.
آنها یک مسابقه سواری اسب وحشی برگزار کردند.
bronc buster
برونک باستر
wild bronc
برونک وحشی
break a bronc
شکستن یک برونک
bronc riding
سوارکاری برونک
bronc horse
اسب برونک
bronc steer
گاو برونک
tame a bronc
رام کردن یک برونک
bronc competition
مسابقه برونک
the bronc kicked hard during the rodeo.
اسب وحشی به شدت لگد زد در حالی که در مسابقه اسب سواری بودند.
he managed to ride the bronc for eight seconds.
او موفق شد برای هشت ثانیه روی اسب وحشی سوار شود.
training a bronc requires patience and skill.
آموزش یک اسب وحشی نیاز به صبر و مهارت دارد.
the bronc rider wore a protective vest.
مسابقهدهنده اسب وحشی یک جلیقه محافظتی پوشیده بود.
she was excited to see the bronc bucking.
او از دیدن اسب وحشی که در حال پرش بود هیجان زده بود.
the bronc was known for its wild nature.
اسب وحشی به خاطر طبیعت وحشیاش شناخته شده بود.
many riders dream of taming a bronc.
بسیاری از سوارکاران رویای رام کردن یک اسب وحشی را دارند.
he fell off the bronc during the competition.
او در طول مسابقه از اسب وحشی افتاد.
the bronc's mane flowed in the wind.
مانه اسب وحشی در باد جریان داشت.
they organized a bronc riding contest.
آنها یک مسابقه سواری اسب وحشی برگزار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید