broncho

[ایالات متحده]/ˈbrɒŋkoʊ/
[بریتانیا]/BRAHN-koh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب وحشی، به ویژه یکی که بومی ایالات غربی متحده است؛ یک اصطلاح آمریکایی برای اسب وحشی (معادل برانکو).
Word Forms
جمعbronchoes

عبارات و ترکیب‌ها

broncho scope

برونکوسکوپی

broncho dilation

اتساع برونش

broncho sounds

صداهای برونشی

broncho wash

شستشوی برونش

broncho biopsy

بیوپسی برونش

broncho pneumonia

پنومونی برونشی

broncho spasm

اسپاسم برونش

broncho lung

برونش ریه

broncho infection

عفونت برونش

جملات نمونه

the broncho was used for therapeutic purposes.

برونکو برای اهداف درمانی استفاده می‌شد.

doctors recommend broncho therapy for patients with respiratory issues.

پزشکان درمان برونکو را برای بیماران مبتلا به مشکلات تنفسی توصیه می‌کنند.

she learned about broncho anatomy in her medical class.

او آناتومی برونکو را در کلاس پزشکی خود یاد گرفت.

the broncho procedure is essential for lung health.

روش برونکو برای سلامت ریه ضروری است.

he experienced broncho constriction during the allergy attack.

او در طول حمله آلرژی دچار انقباض برونکو شد.

broncho dilators help improve airflow in patients.

برونکو دیلاتورها به بهبود جریان هوا در بیماران کمک می‌کنند.

the broncho examination revealed signs of inflammation.

معاینه برونکو نشانه‌هایی از التهاب را نشان داد.

he was diagnosed with broncho pneumonia.

او به برونکوپنمونی تشخیص داده شد.

regular broncho check-ups can prevent serious complications.

بررسی‌های منظم برونکو می‌تواند از عوارض جدی جلوگیری کند.

the broncho clinic offers various treatment options.

کلینیک برونکو گزینه‌های درمانی مختلفی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید