bronzelike sheen
چکش برونزی
bronzelike glow
چراغ برونزی
bronzelike finish
پایان برونزی
bronzelike hue
رنگ برونزی
bronzelike appearance
ظاهر برونزی
bronzelike color
رنگ برونزی
bronzelike texture
میخانه برونزی
bronzelike surface
سطح برونزی
bronzelike luster
چکش برونزی
bronzelike tone
نبرد برونزی
the statue had a bronzelike sheen, catching the afternoon sun.
پوستهای مانند مس، این مجسمه را داشت که نور عصر را جذب میکرد.
his skin, weathered by the sun, had a bronzelike hue.
پوست او که توسط خورشید سفت شده بود، رنگی مانند مس داشت.
the antique vase possessed a bronzelike patina from years of handling.
جعبهای باستانی دارای یک لایهای مانند مس از سالها دستکاری بود.
she admired the bronzelike finish on the antique door handle.
او لایهای مانند مس روی کلید دیواری باستانی را دوست داشت.
the old coins had a bronzelike appearance after centuries in the earth.
سکههای قدیمی پس از قرنها در زемین، ظاهری مانند مس داشتند.
the actor’s makeup gave him a bronzelike glow for the stage role.
کیمیاگری بازیگر، او را برای نقش صحنهای با نوری مانند مس تغییر داد.
the furniture featured a bronzelike coating to mimic aged metal.
مبلمان دارای یک لایهای مانند مس برای شبیهسازی فلز قدیمی بود.
the painting depicted a warrior with bronzelike armor.
نقاشی یک جنگجو را با لباسهایی مانند مس نشان میداد.
the lampshade had a bronzelike luster, casting a warm glow.
پردهی لامپ دارای یک نوری مانند مس بود که نور گرمی ایجاد میکرد.
the sculpture’s bronzelike surface reflected the gallery lights.
سطح مانند مس این مجسمه نورهای گالری را منعکس میکرد.
he chose a bronzelike spray paint for his model car project.
او برای پروژهی ماشین مدلسازیاش رنگآمیزی اسپریای مانند مس انتخاب کرد.
bronzelike sheen
چکش برونزی
bronzelike glow
چراغ برونزی
bronzelike finish
پایان برونزی
bronzelike hue
رنگ برونزی
bronzelike appearance
ظاهر برونزی
bronzelike color
رنگ برونزی
bronzelike texture
میخانه برونزی
bronzelike surface
سطح برونزی
bronzelike luster
چکش برونزی
bronzelike tone
نبرد برونزی
the statue had a bronzelike sheen, catching the afternoon sun.
پوستهای مانند مس، این مجسمه را داشت که نور عصر را جذب میکرد.
his skin, weathered by the sun, had a bronzelike hue.
پوست او که توسط خورشید سفت شده بود، رنگی مانند مس داشت.
the antique vase possessed a bronzelike patina from years of handling.
جعبهای باستانی دارای یک لایهای مانند مس از سالها دستکاری بود.
she admired the bronzelike finish on the antique door handle.
او لایهای مانند مس روی کلید دیواری باستانی را دوست داشت.
the old coins had a bronzelike appearance after centuries in the earth.
سکههای قدیمی پس از قرنها در زемین، ظاهری مانند مس داشتند.
the actor’s makeup gave him a bronzelike glow for the stage role.
کیمیاگری بازیگر، او را برای نقش صحنهای با نوری مانند مس تغییر داد.
the furniture featured a bronzelike coating to mimic aged metal.
مبلمان دارای یک لایهای مانند مس برای شبیهسازی فلز قدیمی بود.
the painting depicted a warrior with bronzelike armor.
نقاشی یک جنگجو را با لباسهایی مانند مس نشان میداد.
the lampshade had a bronzelike luster, casting a warm glow.
پردهی لامپ دارای یک نوری مانند مس بود که نور گرمی ایجاد میکرد.
the sculpture’s bronzelike surface reflected the gallery lights.
سطح مانند مس این مجسمه نورهای گالری را منعکس میکرد.
he chose a bronzelike spray paint for his model car project.
او برای پروژهی ماشین مدلسازیاش رنگآمیزی اسپریای مانند مس انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید