copper-toned

[ایالات متحده]/[ˈkɒpər tound]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːpər toʊnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رنگی شبیه به مس؛ قرمز-صورتی؛ مربوط به یا ویژگی یک نغمه مسی (مثلاً در موسیقی).

عبارات و ترکیب‌ها

copper-toned skin

پوستی مسی

copper-toned hair

موی مسی

becoming copper-toned

در حال شدن مسی

copper-toned glow

چراغی مسی

copper-toned dress

پوشاک مسی

copper-toned walls

دیوارهای مسی

copper-toned landscape

پرچم مسی

copper-toned jewelry

جواهرات مسی

copper-toned finish

پایان مسی

copper-toned light

نور مسی

جملات نمونه

her copper-toned hair caught the sunlight beautifully.

موی مسی او زیبایی خاصی در نور خورشید داشت.

the antique statue had a lovely copper-toned patina.

نگاره قدیمی دارای یک لایه مسی زیبایی داشت.

he wore a copper-toned belt to match his jeans.

او یک کمربند مسی را به همراه شلوار جین‌هایش پوشید.

the artist used copper-toned paints to create a warm glow.

هنرمند از رنگ‌های مسی برای ایجاد یک نور گرم استفاده کرد.

the kitchen featured copper-toned fixtures and appliances.

آشپزخانه دارای تجهیزات و لوازمی با رنگ مسی بود.

she admired the copper-toned leaves of the maple tree.

او برگ‌های مسی درخت گردو را دوست داشت.

the jewelry had a subtle, copper-toned shimmer.

جواهرات یک نور مسی نرم داشت.

he purchased a copper-toned lamp for his desk.

او یک لامپ مسی را برای میزش خرید.

the room’s decor incorporated copper-toned accents.

طراحی اتاق از اکسنت‌های مسی استفاده کرد.

the singer’s skin had a natural, copper-toned hue.

پوست خواننده دارای رنگ طبیعی مسی بود.

the craftsman polished the copper-toned metal until it gleamed.

کارگر فلز مسی را تا زمانی که لامس شد پولیش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید