bronzing

[ایالات متحده]/ˈbrɒnziŋ/
[بریتانیا]/ˈbrɑːnzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل رنگ کردن یا به نظر رساندن چیزی به رنگ یا ظاهری برنزی.
v. برنزی کردن رنگ یا پایان چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

bronzing powder

پودر برنزه کننده

bronzing lotion

لوسیون برنزه کننده

bronzing cream

کرم برنزه کننده

bronzing spray

اسپری برنزه کننده

bronzing gel

ژل برنزه کننده

bronzing highlighter

هایلایت برنزه کننده

bronzing effect

اثر برنزه

bronzing finish

پوشش برنزه

bronzing tint

رنگدانه برنزه

bronzing balm

بالم برنزه کننده

جملات نمونه

she is bronzing her skin for the summer.

او در حال برنزه کردن پوستش برای تابستان است.

he loves bronzing his body before going to the beach.

او عاشق برنزه کردن بدنش قبل از رفتن به ساحل است.

bronzing can enhance your natural glow.

برنزه کردن می تواند درخشش طبیعی شما را افزایش دهد.

she prefers bronzing lotion over tanning beds.

او ترجیح می دهد از لوسیون برنزه کننده به جای سولاریوم استفاده کند.

bronzing products can help achieve a sun-kissed look.

محصولات برنزه کننده می توانند به دستیابی به یک ظاهر آفتاب گرفته کمک کنند.

he applied bronzing powder for a radiant finish.

او پودر برنزه کننده را برای یک نتیجه نهایی درخشان استفاده کرد.

bronzing techniques can vary from person to person.

تکنیک های برنزه کردن می تواند از شخص به شخص متفاوت باشد.

she enjoys experimenting with different bronzing shades.

او از آزمایش سایه های مختلف برنزه کننده لذت می برد.

bronzing can be a fun way to enhance your makeup.

برنزه کردن می تواند راهی سرگرم کننده برای افزایش آرایش شما باشد.

he learned the art of bronzing during his makeup course.

او هنر برنزه کردن را در دوره آموزش آرایش خود آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید