browbones

[ایالات متحده]/ˈbraʊbəʊnz/
[بریتانیا]/ˈbraʊboʊnz/

ترجمه

n. تیغه ی xươngی که قسمت بالای چشمت را تشکیل می‌دهد؛ تیغه‌ای که روی چشم قرار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

raised browbones

خیزش چانه‌های بالا

prominent browbones

چانه‌های بالا برجسته

furrowed browbones

چانه‌های بالا چین‌خورده

high browbones

چانه‌های بالا بالا

shadowy browbones

چانه‌های بالا تاریک

sweeping browbones

چانه‌های بالا گسترده

heavy browbones

چانه‌های بالا سنگین

angular browbones

چانه‌های بالا زاویه‌دار

jutting browbones

چانه‌های بالا برجسته

carved browbones

چانه‌های بالا حکاکی شده

جملات نمونه

her prominent browbones gave her a stern, intellectual appearance.

پیشانی‌های برجسته‌اش به او یک ظاهر سخت و انتزاعی می‌داد.

the anthropologist studied the browbones of the ancient skull.

آنتروپولوژیست پیشانی‌های سکه‌های باستانی را مطالعه کرد.

he furrowed his browbones in concentration as he solved the puzzle.

او در حال حل پازل، پیشانی‌هایش را فروریخت.

the statue featured exaggerated browbones to convey wisdom and age.

نگاره با پیشانی‌های بزرگ‌تر از حجم واقعی برای نشان دادن حکمت و سن ساخته شده بود.

shadow fell across his pronounced browbones, making his expression harder to read.

سایه‌ای روی پیشانی‌های برجسته‌اش افتاد که عبارت چهره‌اش را سخت‌تر کرد.

the doctor noted the asymmetry in the patient's browbones.

پزشک ناهم‌اندازی در پیشانی‌های بیمار را یادداشت کرد.

she raised her browbones in surprise at the unexpected news.

او پیشانی‌هایش را به دلیل خبر غیرمنتظره‌ای بالا کشید.

the character's distinctive browbones were highlighted by the dramatic lighting.

نورپردازی دراماتیک پیشانی‌های متمایز شخصیت را تاکید کرد.

strong browbones are often considered a masculine feature in art and sculpture.

پیشانی‌های قوی اغلب به عنوان یک ویژگی مردانه در هنر و مجسمه‌سازی در نظر گرفته می‌شود.

the mask covered only the upper face, leaving the browbones exposed.

ماسک فقط روی چهره بالایی پوشانده شده بود و پیشانی‌ها را نشان داد.

he wiped the sweat from his browbones after the intense workout.

او پس از تمرین شدید، عرق روی پیشانی‌هایش را پاک کرد.

the sculptor carefully carved the browbones to achieve a lifelike effect.

مجسمه‌ساز با دقت پیشانی‌ها را به گونه‌ای حفر کرد که به اثری زنده‌نما برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید