raised browbones
خیزش چانههای بالا
prominent browbones
چانههای بالا برجسته
furrowed browbones
چانههای بالا چینخورده
high browbones
چانههای بالا بالا
shadowy browbones
چانههای بالا تاریک
sweeping browbones
چانههای بالا گسترده
heavy browbones
چانههای بالا سنگین
angular browbones
چانههای بالا زاویهدار
jutting browbones
چانههای بالا برجسته
carved browbones
چانههای بالا حکاکی شده
her prominent browbones gave her a stern, intellectual appearance.
پیشانیهای برجستهاش به او یک ظاهر سخت و انتزاعی میداد.
the anthropologist studied the browbones of the ancient skull.
آنتروپولوژیست پیشانیهای سکههای باستانی را مطالعه کرد.
he furrowed his browbones in concentration as he solved the puzzle.
او در حال حل پازل، پیشانیهایش را فروریخت.
the statue featured exaggerated browbones to convey wisdom and age.
نگاره با پیشانیهای بزرگتر از حجم واقعی برای نشان دادن حکمت و سن ساخته شده بود.
shadow fell across his pronounced browbones, making his expression harder to read.
سایهای روی پیشانیهای برجستهاش افتاد که عبارت چهرهاش را سختتر کرد.
the doctor noted the asymmetry in the patient's browbones.
پزشک ناهماندازی در پیشانیهای بیمار را یادداشت کرد.
she raised her browbones in surprise at the unexpected news.
او پیشانیهایش را به دلیل خبر غیرمنتظرهای بالا کشید.
the character's distinctive browbones were highlighted by the dramatic lighting.
نورپردازی دراماتیک پیشانیهای متمایز شخصیت را تاکید کرد.
strong browbones are often considered a masculine feature in art and sculpture.
پیشانیهای قوی اغلب به عنوان یک ویژگی مردانه در هنر و مجسمهسازی در نظر گرفته میشود.
the mask covered only the upper face, leaving the browbones exposed.
ماسک فقط روی چهره بالایی پوشانده شده بود و پیشانیها را نشان داد.
he wiped the sweat from his browbones after the intense workout.
او پس از تمرین شدید، عرق روی پیشانیهایش را پاک کرد.
the sculptor carefully carved the browbones to achieve a lifelike effect.
مجسمهساز با دقت پیشانیها را به گونهای حفر کرد که به اثری زندهنما برسد.
raised browbones
خیزش چانههای بالا
prominent browbones
چانههای بالا برجسته
furrowed browbones
چانههای بالا چینخورده
high browbones
چانههای بالا بالا
shadowy browbones
چانههای بالا تاریک
sweeping browbones
چانههای بالا گسترده
heavy browbones
چانههای بالا سنگین
angular browbones
چانههای بالا زاویهدار
jutting browbones
چانههای بالا برجسته
carved browbones
چانههای بالا حکاکی شده
her prominent browbones gave her a stern, intellectual appearance.
پیشانیهای برجستهاش به او یک ظاهر سخت و انتزاعی میداد.
the anthropologist studied the browbones of the ancient skull.
آنتروپولوژیست پیشانیهای سکههای باستانی را مطالعه کرد.
he furrowed his browbones in concentration as he solved the puzzle.
او در حال حل پازل، پیشانیهایش را فروریخت.
the statue featured exaggerated browbones to convey wisdom and age.
نگاره با پیشانیهای بزرگتر از حجم واقعی برای نشان دادن حکمت و سن ساخته شده بود.
shadow fell across his pronounced browbones, making his expression harder to read.
سایهای روی پیشانیهای برجستهاش افتاد که عبارت چهرهاش را سختتر کرد.
the doctor noted the asymmetry in the patient's browbones.
پزشک ناهماندازی در پیشانیهای بیمار را یادداشت کرد.
she raised her browbones in surprise at the unexpected news.
او پیشانیهایش را به دلیل خبر غیرمنتظرهای بالا کشید.
the character's distinctive browbones were highlighted by the dramatic lighting.
نورپردازی دراماتیک پیشانیهای متمایز شخصیت را تاکید کرد.
strong browbones are often considered a masculine feature in art and sculpture.
پیشانیهای قوی اغلب به عنوان یک ویژگی مردانه در هنر و مجسمهسازی در نظر گرفته میشود.
the mask covered only the upper face, leaving the browbones exposed.
ماسک فقط روی چهره بالایی پوشانده شده بود و پیشانیها را نشان داد.
he wiped the sweat from his browbones after the intense workout.
او پس از تمرین شدید، عرق روی پیشانیهایش را پاک کرد.
the sculptor carefully carved the browbones to achieve a lifelike effect.
مجسمهساز با دقت پیشانیها را به گونهای حفر کرد که به اثری زندهنما برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید