browsivore

[ایالات متحده]/braʊzˈaɪvɔːr/
[بریتانیا]/braʊzˈaɪvɔːr/

ترجمه

n.m. شخصی که زمان بیش از حدی را در گشت زنی اینترنتی می گذراند و به طور وسواسی و بدون تولید، سایت‌های متعددی را بازدید می‌کند؛ اصطلاح کomic که یک موجود خیالی را نام برد که با بровه‌ها تغذیه می‌کند.
adj. که رفتاری را توصیف می‌کند که با گشت زنی اینترنتی وسواسی و بیش از حدی مشخص است.

جملات نمونه

the avid browsivore spent the entire weekend exploring vintage online shops.

بrowsing گر متعهد تمام این هفته را در کاوش فروشگاه های آنلاین باستانی گذراند.

she's a known browsivore who can't resist a good online deal.

او یک browsing گر معروف است که نمی تواند در برابر یک معامله خوب آنلاین مقاومت کند.

my brother is such a browsivore; he buys things he doesn't need daily.

برادر من چنین یک browsing گر است؛ او روزانه چیزهایی می خرید که نیازی به آنها ندارد.

the professional browsivore researches products for a living.

بrowsing گر حرفه ای محصولات را به عنوان کار زندگی خود مطالعه می کند.

every evening, the dedicated browsivore visits at least ten different websites.

هر شب، browsing گر وفادار حداقل ده وب سایت مختلف را بازدید می کند.

weekends transform casual internet users into enthusiastic browsivores.

تبدیل کننده کاربران اینترنتی معمولی به browsing گر های خوشحال در ایام روزهای شنبه و یکشنبه.

his browsivore tendencies cost him hundreds of dollars each month.

تغییرات browsing گر او هر ماه به او صدها دلار هزینه می برد.

the compulsive browsivore confessed shopping addiction to her therapist.

بrowsing گر وسواسی به روانپزشک خود اعتراف کرد که به خرید عادت کرده است.

during sales events, the fierce browsivore competes for the best discounts.

در حین رویدادهای فروش، browsing گر شجاع برای بهترین تخفیف ها رقابت می کند.

the curious browsivore clicks every attractive link she encounters.

بrowsing گر کنجکاو هر لینک جذابی که ملاقات می کند را کلیک می کند.

technology companies study browsivore behavior to improve user engagement.

شرکت های فناوری رفتار browsing گر را مطالعه می کنند تا تعامل کاربر را بهبود بخشند.

her browsivore habit of endless scrolling kept her awake until dawn.

عادت browsing گر او از لغزاندن بدون پایان او را بیدار نگه داشت تا آن موقعی که فجر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید