browser

[ایالات متحده]/ˈbraʊzə(r)/
[بریتانیا]/ˈbraʊzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهخوار
bookworm
web browser

عبارات و ترکیب‌ها

web browser

مرورگر وب

internet browser

مرورگر اینترنت

mobile browser

مرورگر موبایل

secure browser

مرورگر امن

private browser

مرورگر خصوصی

offline browser

مرورگر آفلاین

جملات نمونه

Hotlist In a Web browser,a list of favorite World Wide Web(WWW)sites and URLs thata user saves for future use while browsing.

لیست مورد علاقه در مرورگر وب، لیستی از وب‌سایت‌ها و آدرس‌های اینترنتی مورد علاقه کاربر که برای استفاده در آینده هنگام مرور وب ذخیره می‌کند.

I use a web browser to access the internet.

من از مرورگر وب برای دسترسی به اینترنت استفاده می‌کنم.

She opened multiple tabs in her browser.

او چندین تب را در مرورگر خود باز کرد.

The browser history can be cleared to protect privacy.

می‌توان تاریخچه مرورگر را پاک کرد تا از حریم خصوصی محافظت کرد.

The browser crashed due to too many open tabs.

به دلیل باز بودن تب‌های زیاد، مرورگر خراب شد.

Please update your browser for better security.

لطفاً برای امنیت بیشتر مرورگر خود را به‌روز کنید.

The browser extension enhances the user experience.

اضافه کردن مرورگر تجربه کاربر را بهبود می‌بخشد.

Some websites may not display correctly in certain browsers.

برخی از وب‌سایت‌ها ممکن است در برخی از مرورگرها به درستی نمایش داده نشوند.

The browser settings can be customized to suit your preferences.

می‌توان تنظیمات مرورگر را مطابق با ترجیحات خود تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید