bruschetta

[ایالات متحده]/bruːˈʃɛttə/
[بریتانیا]/broo-ˈskɛ-tə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نان تست ایتالیایی که با مواد مختلفی مانند گوجه‌فرنگی، سیر و روغن زیتون پوشانده شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

bruschetta recipe

دستورالعمل بروسکتا

bruschetta toppings

مواد روی بروسکتا

bruschetta platter

سینی بروسکتا

bruschetta bites

قطعات بروسکتا

bruschetta bar

بار بروسکتا

bruschetta mix

مخلوط بروسکتا

bruschetta style

سبک بروسکتا

bruschetta toast

نان برشته بروسکتا

bruschetta salad

سالاد بروسکتا

جملات نمونه

bruschetta is a popular italian appetizer.

بروسکتا یک غذای پیش‌غذای ایتالیایی محبوب است.

i love making bruschetta with fresh tomatoes.

من عاشق درست کردن بروسکتا با گوجه فرنگی تازه هستم.

bruschetta can be topped with various ingredients.

بروسکتا را می‌توان با مواد مختلف پوشاند.

we served bruschetta at the party last night.

ما شب گذشته در مهمانی بروسکتا سرو کردیم.

she prefers bruschetta over other appetizers.

او ترجیح می‌دهد بروسکتا را به سایر پیش‌غذاها ترجیح دهد.

bruschetta is often enjoyed with a glass of wine.

اغلب از بروسکتا با لیوان شراب لذت می‌برند.

making bruschetta is easy and fun.

درست کردن بروسکتا آسان و سرگرم کننده است.

bruschetta can be a great addition to any meal.

بروسکتا می‌تواند یک افزودنی عالی به هر وعده غذایی باشد.

he ordered bruschetta as a starter at the restaurant.

او بروسکتا را به عنوان غذای اولیه در رستوران سفارش داد.

bruschetta is best served fresh and warm.

بهترین حالت برای سرو بروسکتا تازه و گرم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید