bubblier

[ایالات متحده]/'bʌblɪ/
[بریتانیا]/'bʌbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گازدار; پر از حباب
n. شامپاین

عبارات و ترکیب‌ها

bubbly personality

شخصیت پرانرژی

bubbly drink

نوشیدنی گازدار

جملات نمونه

a bubbly drink; a bubbly soap.

یک نوشیدنی گازدار؛ یک صابون گازدار.

a bright and bubbly personality.

یک شخصیت با نشاط و پرانرژی.

a bubbly glamour puss from Mississippi.

یک زن جذاب و پر زرق و برق از می سی سی پی.

God knows, we deserve a spot of bubbly after all these years.

خدا می‌داند، بعد از این همه سال سزاوار یک نوشیدنی گازدار هستیم.

Delicate pink add fruity and lovely corallite bead, such acting the role of article sleeve of tie-in and bubbly bubble, falbala, exceed short miniskirt, bobby baby temperament adds cent sweetly!

صورتی ملایم و لطیف و مهره مرجانی دوست داشتنی، نقش آفرینی در آستین مقاله و حباب های پر جنب و جوش، پالبالا، دامن کوتاه بسیار کوتاه، خلق و خوی کودکانه باببی به طور شیرین اضافه می کند!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید