buboes

[ایالات متحده]/ˈbjuːbəʊz/
[بریتانیا]/ˈbuːboʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صورت جمع بوبو؛ التهاب گره‌های لимفی، به ویژه در ناحیه لگن.

عبارات و ترکیب‌ها

the buboes

گوزنه‌ها

buboes appeared

گوزنه‌ها ظاهر شدند

buboes formed

گوزنه‌ها شکل گرفتند

buboes spread

گوزنه‌ها پراکنده شدند

buboes burst

گوزنه‌ها پاره شدند

swollen buboes

گوزنه‌های پر چرب

painful buboes

گوزنه‌های دردناک

buboes and fever

گوزنه‌ها و تب

buboes enlarged

گوزنه‌ها بزرگ شدند

many buboes

چند گوزنه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید