buckboard

[ایالات متحده]/ˈbʌkˌbɔːrd/
[بریتانیا]/ˈbʌkbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کالسکه چهارچرخ که با اسب کشیده می‌شود و دارای یک سکوی صاف و بدون سقف یا دیواره است؛ یک واگن قدیمی و باز که برای سواری یا حمل کالا استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

buckboard ride

مسیر با واگن برقی

buckboard wagon

واگن برقی

buckboard seat

صندلی واگن برقی

buckboard style

سبک واگن برقی

buckboard trail

مسیر واگن برقی

buckboard horse

اسب واگن برقی

buckboard journey

سفر با واگن برقی

buckboard adventure

ماجراجویی با واگن برقی

buckboard travel

سفر با واگن برقی

buckboard festival

جشنواره واگن برقی

جملات نمونه

we traveled across the countryside in a buckboard.

ما در حال عبور از حومه شهر با یک واگن بودند.

the old buckboard creaked as it moved along the dirt road.

واگن قدیمی در حالی که در امتداد جاده خاکی حرکت می کرد، صدا می داد.

children laughed and played on the buckboard.

کودکان در واگن می خندیدند و بازی می کردند.

he loaded the buckboard with hay for the animals.

او واگن را با علوفه برای حیوانات پر کرد.

they used the buckboard to transport goods to the market.

آنها از واگن برای حمل کالا به بازار استفاده کردند.

the buckboard was a popular mode of transport in the past.

واگن در گذشته یک وسیله نقلیه محبوب بود.

after the rain, the buckboard became stuck in the mud.

بعد از باران، واگن در گل گیر کرد.

her grandfather told stories about riding in a buckboard.

پدربزرگش داستان هایی در مورد سوار شدن به واگن تعریف کرد.

the buckboard rattled down the rocky trail.

واگن در امتداد مسیر صخره ای صدا می داد.

they decorated the buckboard for the parade.

آنها واگن را برای رژه تزئین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید