cart

[ایالات متحده]/kɑːt/
[بریتانیا]/kɑːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای با چرخ که برای حمل کالا استفاده می‌شود؛ کالسکه دستی
vt. حمل کردن با کالسکه

عبارات و ترکیب‌ها

shopping cart

سبد خرید

horse-drawn cart

چرخ دستی اسبی

push cart

چرخ دستی دستی

golf cart

چرخ دستی گلف

food cart

چرخ دستی غذا

in the cart

درون سبد

جملات نمونه

threw the cart over.

او گاری را وارونه کرد.

to pile a cart with straw

برای انباشتن گاری با کاه

a cart drawn by two horses.

یک گاری که توسط دو اسب کشیده می شود.

We use this to cart the goods.

ما از این برای حمل کالاها استفاده می کنیم.

The cart draws easily.

گاری به راحتی حرکت می کند.

the cart came abreast of the Americans in their rickshaw.

چرخ دستی در کنار آمریکایی ها در سیکلو آنها قرار گرفت.

he drove them in a pony and cart. .

او آنها را با یک پونی و گاری راند.

he carted Sinfield for six.

او شش امتیاز برای سینگفیلد به دست آورد.

a good cart track, navigable by cars.

یک مسیر گاری خوب، قابل پیمایش با ماشین ها.

a shopping cart; a pastry cart.

یک سبد خرید؛ یک گاری شیرینی.

The cart bumped down the track.

گاری با ضربه روی مسیر حرکت کرد.

The cart creaked along.

گاری با صدای جیر جیر حرکت کرد.

Please cart off the mountains of rubbish.

لطفاً کوه های زباله را دور کنید.

The cart was loaded with fruit.

گاری با میوه پر شده بود.

The cart was pulled by two mules.

گاری توسط دو گاو نر کشیده می شد.

A mantis cannot stop the wheel of a cart.

یک موریانه نمی تواند چرخ گاری را متوقف کند.

they've been and carted Mum off to hospital.

آنها مادر را به بیمارستان برده اند.

an electric golf cart careened around the corner.

یک گلف کارت برقی با سرعت به سمت گوشه رفت.

نمونه‌های واقعی

She picks up, or gets, a cart, " cart."

او آن را برمی‌دارد، یا به دست می‌آورد، یک گاری، " گاری."

منبع: Lucy’s Day in ESL

Take this cart to the frozen food aisle!

این گاری را به قفسه مواد غذایی منجمد ببرید!

منبع: VOA Let's Learn English (Level 1)

The recording shows him pushing a cart.

ضبط نشان می‌دهد که او یک گاری را هل می‌دهد.

منبع: VOA Special March 2016 Collection

They struggled to move the cart faster.

آنها برای حرکت سریعتر با گاری تلاش کردند.

منبع: Journey to the West

She likes to ride in her cart.

او دوست دارد در گاری خود سوار شود.

منبع: American Original Language Arts Volume 1

Do you think we need a shopping cart?

فکر می‌کنید به یک گاری خرید نیاز داریم؟

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

She pointed to the farmer's milk cart.

او به گاری شیر کشاورز اشاره کرد.

منبع: L1 Wizard and Cat

Whoa, I'm sorry. Excuse me. We had this cart.

وای، متاسفم. ببخشید. ما این گاری را داشتیم.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

His brother opens a rival cart right next door.

برادرش یک گاری رقیب را درست در کنار در باز می‌کند.

منبع: Billions Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید