| جمع | buckteeth |
bucktooth smile
لبخند دندان طاق
bucktooth grin
خنده دندان طاق
bucktooth kid
کودک دندان طاق
bucktooth rabbit
خرگوش دندان طاق
bucktooth character
شخصیت دندان طاق
bucktooth look
ظاهر دندان طاق
bucktooth feature
ویژگی دندان طاق
bucktooth appearance
ظاهر دندان طاق
bucktooth face
چهره دندان طاق
bucktooth animal
حیوان دندان طاق
she was teased for her bucktooth smile.
او به خاطر لبخند دندانهای جلوی بزرگش مورد تمسخر قرار میگرفت.
the cartoon character had a funny bucktooth appearance.
شخصیت کارتونی چهرهای خندهدار با دندانهای جلوی بزرگ داشت.
his bucktooth made him look adorable to some.
دندانهای جلوی بزرگش باعث میشد برخی او را دوستداشتنی ببینند.
she decided to get braces to fix her bucktooth issue.
او تصمیم گرفت برای رفع مشکل دندانهای جلوی بزرگش، ارتودنسی کند.
many children have bucktooth teeth during their growth.
بسیاری از کودکان در دوران رشد خود دندانهای جلوی بزرگ دارند.
his bucktooth grin was infectious and made everyone laugh.
لبخند دندانهای جلوی بزرگش مسری بود و باعث میشد همه بخندند.
she wore her bucktooth proudly, embracing her uniqueness.
او با افتخار دندانهای جلوی بزرگش را پوشش میداد و منحصر به فرد بودنش را پذیرفته بود.
in the movie, the villain had a menacing bucktooth smile.
در فیلم، شخصیت شرور لبخند دندانهای جلوی بزرگ و ترسناکی داشت.
he often joked about his bucktooth as a kid.
او اغلب در کودکی در مورد دندانهای جلوی بزرگش شوخی میکرد.
her bucktooth was a family trait passed down through generations.
دندانهای جلوی بزرگش یک ویژگی خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل میشد.
bucktooth smile
لبخند دندان طاق
bucktooth grin
خنده دندان طاق
bucktooth kid
کودک دندان طاق
bucktooth rabbit
خرگوش دندان طاق
bucktooth character
شخصیت دندان طاق
bucktooth look
ظاهر دندان طاق
bucktooth feature
ویژگی دندان طاق
bucktooth appearance
ظاهر دندان طاق
bucktooth face
چهره دندان طاق
bucktooth animal
حیوان دندان طاق
she was teased for her bucktooth smile.
او به خاطر لبخند دندانهای جلوی بزرگش مورد تمسخر قرار میگرفت.
the cartoon character had a funny bucktooth appearance.
شخصیت کارتونی چهرهای خندهدار با دندانهای جلوی بزرگ داشت.
his bucktooth made him look adorable to some.
دندانهای جلوی بزرگش باعث میشد برخی او را دوستداشتنی ببینند.
she decided to get braces to fix her bucktooth issue.
او تصمیم گرفت برای رفع مشکل دندانهای جلوی بزرگش، ارتودنسی کند.
many children have bucktooth teeth during their growth.
بسیاری از کودکان در دوران رشد خود دندانهای جلوی بزرگ دارند.
his bucktooth grin was infectious and made everyone laugh.
لبخند دندانهای جلوی بزرگش مسری بود و باعث میشد همه بخندند.
she wore her bucktooth proudly, embracing her uniqueness.
او با افتخار دندانهای جلوی بزرگش را پوشش میداد و منحصر به فرد بودنش را پذیرفته بود.
in the movie, the villain had a menacing bucktooth smile.
در فیلم، شخصیت شرور لبخند دندانهای جلوی بزرگ و ترسناکی داشت.
he often joked about his bucktooth as a kid.
او اغلب در کودکی در مورد دندانهای جلوی بزرگش شوخی میکرد.
her bucktooth was a family trait passed down through generations.
دندانهای جلوی بزرگش یک ویژگی خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید