retrognathic

[ایالات متحده]/[ˈrɛtrəʊɡnæθɪk]/
[بریتانیا]/[ˈrɛtrəʊɡnæθɪk]/

ترجمه

adj. پس‌گویی یا بازگشتی؛ مربوط به فک؛ مربوط به یک حالت که در آن فک به عقب بازگشته است.

عبارات و ترکیب‌ها

retrognathic profile

پروفیل رتروگناتیک

retrognathic mandible

مانیبال رتروگناتیک

retrognathic appearance

appearans رتروگناتیک

retrognathic patient

بیمار رتروگناتیک

جملات نمونه

the patient presented with a severely retrognathic mandible.

بیمار با یک فک پایین بسیار پشتی بیش از حد نمایش داد.

orthodontic treatment aimed to correct his retrognathic profile.

درمان ارتودنسی به منظور اصلاح پروفایل پشتی فک او هدف گذاری شد.

a retrognathic bite can impact chewing efficiency.

بیت پشتی فک می‌تواند به کارایی چشاندن تأثیر بگذارد.

the surgeon assessed the degree of retrognathism before planning surgery.

جراح درجه پشتی فک را قبل از برنامه ریزی جراحی ارزیابی کرد.

facial features can appear elongated with a retrognathic jaw.

ویژگی‌های چهره ممکن است با یک فک پشتی به نظر طولانی بیایند.

he underwent a retrognathic correction procedure to improve his appearance.

او یک فرآیند اصلاح پشتی فک را تجربه کرد تا ظاهر خود را بهبود بخشد.

the dentist noted a slight retrognathic tendency in the child's bite.

دندانپزشک یک تمایل خفیف به پشتی فک در بیت کودک را یادداشت کرد.

retrognathic individuals may experience temporomandibular joint pain.

افراد با پشتی فک ممکن است درد مفصل گردن فک را تجربه کنند.

surgical options exist for managing severe retrognathic conditions.

گزینه‌های جراحی برای مدیریت شرایط پشتی فک شدید وجود دارد.

the model demonstrated a pronounced retrognathic appearance.

مدل یک ظاهر پشتی فک واضح نشان داد.

early diagnosis of retrognathic traits is crucial for intervention.

تشخیص زودهنگام ویژگی‌های پشتی فک برای دخول ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید