prognathous jaw
فک برجسته
prognathous features
ویژگیهای برجسته
prognathous face
چهره برجسته
prognathous skull
جمجمه برجسته
prognathous condition
وضعیت برجسته
prognathous patients
بیماران با فک برجسته
prognathous alignment
تراز فک برجسته
prognathous traits
ویژگیهای فک برجسته
prognathous morphology
مورفولوژی فک برجسته
prognathous assessment
ارزیابی فک برجسته
his prognathous jawline gave him a distinctive appearance.
خط فک برجسته او باعث شد چهرهای متمایز داشته باشد.
some breeds of dogs are known to have prognathous features.
برخی از نژادهای سگ به داشتن ویژگیهای پیشگاشته معروف هستند.
prognathous individuals may face dental challenges.
افراد پیشگاشته ممکن است با مشکلات دندانی مواجه شوند.
the artist portrayed a prognathous character in his latest painting.
هنرمند شخصیتی با خط فک برجسته را در آخرین نقاشی خود به تصویر کشید.
he studied the prognathous traits of ancient human skulls.
او ویژگیهای پیشگاشته جمجمههای انسان باستانی را مطالعه کرد.
her prognathous profile was a topic of discussion among her friends.
پروفایل پیشگاشته او موضوع بحث بین دوستانش بود.
prognathous features can be a result of genetic factors.
ویژگیهای پیشگاشته میتوانند نتیجه عوامل ژنتیکی باشند.
the dentist recommended braces for his prognathous teeth.
دندانپزشک برای دندانهای پیشگاشته او ارتودنسی توصیه کرد.
in some cultures, prognathous traits are seen as a sign of strength.
در برخی فرهنگها، ویژگیهای پیشگاشته به عنوان نشانه قدرت تلقی میشوند.
she admired the prognathous sculptures in the museum.
او مجسمههای پیشگاشته را در موزه تحسین کرد.
prognathous jaw
فک برجسته
prognathous features
ویژگیهای برجسته
prognathous face
چهره برجسته
prognathous skull
جمجمه برجسته
prognathous condition
وضعیت برجسته
prognathous patients
بیماران با فک برجسته
prognathous alignment
تراز فک برجسته
prognathous traits
ویژگیهای فک برجسته
prognathous morphology
مورفولوژی فک برجسته
prognathous assessment
ارزیابی فک برجسته
his prognathous jawline gave him a distinctive appearance.
خط فک برجسته او باعث شد چهرهای متمایز داشته باشد.
some breeds of dogs are known to have prognathous features.
برخی از نژادهای سگ به داشتن ویژگیهای پیشگاشته معروف هستند.
prognathous individuals may face dental challenges.
افراد پیشگاشته ممکن است با مشکلات دندانی مواجه شوند.
the artist portrayed a prognathous character in his latest painting.
هنرمند شخصیتی با خط فک برجسته را در آخرین نقاشی خود به تصویر کشید.
he studied the prognathous traits of ancient human skulls.
او ویژگیهای پیشگاشته جمجمههای انسان باستانی را مطالعه کرد.
her prognathous profile was a topic of discussion among her friends.
پروفایل پیشگاشته او موضوع بحث بین دوستانش بود.
prognathous features can be a result of genetic factors.
ویژگیهای پیشگاشته میتوانند نتیجه عوامل ژنتیکی باشند.
the dentist recommended braces for his prognathous teeth.
دندانپزشک برای دندانهای پیشگاشته او ارتودنسی توصیه کرد.
in some cultures, prognathous traits are seen as a sign of strength.
در برخی فرهنگها، ویژگیهای پیشگاشته به عنوان نشانه قدرت تلقی میشوند.
she admired the prognathous sculptures in the museum.
او مجسمههای پیشگاشته را در موزه تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید