prognathous

[ایالات متحده]/prɒɡˈnæθəs/
[بریتانیا]/prɑɡˈnæθəs/

ترجمه

adj. داشتن فک برجسته؛ مربوط به یک وضعیت فک

عبارات و ترکیب‌ها

prognathous jaw

فک برجسته

prognathous features

ویژگی‌های برجسته

prognathous face

چهره برجسته

prognathous skull

جمجمه برجسته

prognathous condition

وضعیت برجسته

prognathous patients

بیماران با فک برجسته

prognathous alignment

تراز فک برجسته

prognathous traits

ویژگی‌های فک برجسته

prognathous morphology

مورفولوژی فک برجسته

prognathous assessment

ارزیابی فک برجسته

جملات نمونه

his prognathous jawline gave him a distinctive appearance.

خط فک برجسته او باعث شد چهره‌ای متمایز داشته باشد.

some breeds of dogs are known to have prognathous features.

برخی از نژادهای سگ به داشتن ویژگی‌های پیش‌گاشته معروف هستند.

prognathous individuals may face dental challenges.

افراد پیش‌گاشته ممکن است با مشکلات دندانی مواجه شوند.

the artist portrayed a prognathous character in his latest painting.

هنرمند شخصیتی با خط فک برجسته را در آخرین نقاشی خود به تصویر کشید.

he studied the prognathous traits of ancient human skulls.

او ویژگی‌های پیش‌گاشته جمجمه‌های انسان باستانی را مطالعه کرد.

her prognathous profile was a topic of discussion among her friends.

پروفایل پیش‌گاشته او موضوع بحث بین دوستانش بود.

prognathous features can be a result of genetic factors.

ویژگی‌های پیش‌گاشته می‌توانند نتیجه عوامل ژنتیکی باشند.

the dentist recommended braces for his prognathous teeth.

دندانپزشک برای دندان‌های پیش‌گاشته او ارتودنسی توصیه کرد.

in some cultures, prognathous traits are seen as a sign of strength.

در برخی فرهنگ‌ها، ویژگی‌های پیش‌گاشته به عنوان نشانه قدرت تلقی می‌شوند.

she admired the prognathous sculptures in the museum.

او مجسمه‌های پیش‌گاشته را در موزه تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید