buckwheat

[ایالات متحده]/ˈbʌkˌwɪt/
[بریتانیا]/ˈbʌkˌwɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گیاه سالانه با دانه‌های مثلثی، که برای دانه‌های خوراکی‌اش که در آرد و فرنی استفاده می‌شود، کشت می‌شود.; دانه‌های گیاه گندم سیاه، که اغلب به عنوان منبع غذایی استفاده می‌شود.; نوعی آرد که از گندم سیاه تهیه می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

buckwheat flour

آرد باقلا

buckwheat noodles

نان باقلا

buckwheat pancakes

پنکیک باقلا

buckwheat groats

دانه‌های باقلا

buckwheat tea

چای باقلا

buckwheat salad

سالاد باقلا

buckwheat bread

نان باقلا

buckwheat cereal

غلات باقلا

buckwheat soup

سوپ باقلا

buckwheat seeds

دانه‌های باقلا

جملات نمونه

buckwheat is a nutritious grain alternative.

جو دوسر جایگزین غلات مغذی است.

i enjoy buckwheat pancakes for breakfast.

من از پنکیک‌های جو دوسر برای صبحانه لذت می‌برم.

buckwheat flour can be used in gluten-free baking.

می‌توان از آرد جو دوسر در پخت و پز بدون گلوتن استفاده کرد.

she made a delicious buckwheat salad.

او یک سالاد خوشمزه جو دوسر درست کرد.

buckwheat tea is popular in some cultures.

چای جو دوسر در برخی فرهنگ‌ها محبوب است.

many people use buckwheat as a healthy grain option.

بسیاری از مردم از جو دوسر به عنوان یک گزینه سالم برای غلات استفاده می‌کنند.

in autumn, we harvest the buckwheat fields.

در پاییز، مزارع جو دوسر را برداشت می‌کنیم.

buckwheat is rich in antioxidants and fiber.

جو دوسر سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها و فیبر است.

she prefers buckwheat noodles over regular pasta.

او ترجیح می‌دهد نوذل‌های جو دوسر را نسبت به پاستای معمولی.

buckwheat is often used in traditional asian dishes.

اغلب از جو دوسر در غذاهای سنتی آسیایی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید