flowerlets

[ایالات متحده]/[ˈflaʊəlɪts]/
[بریتانیا]/[ˈflaʊəlɪts]/

ترجمه

n.گل‌های کوچک؛ دسته ای از گل‌های کوچک
n., pl. مجموعه ای از گل‌های کوچک، که اغلب به صورت شاعرانه استفاده می شود.

عبارات و ترکیب‌ها

scattered flowerlets

گل‌های پراکنده

tiny flowerlets

گل‌های کوچک

among flowerlets

در میان گل‌های کوچک

picking flowerlets

چیدن گل‌های کوچک

field of flowerlets

میدان گل‌های کوچک

delicate flowerlets

گل‌های ظریف

viewed flowerlets

تماشای گل‌های کوچک

wreath of flowerlets

تاج گل‌های کوچک

covered flowerlets

گل‌های پوشیده

fragrant flowerlets

گل‌های خوشبو

جملات نمونه

the meadow was dotted with countless flowerlets.

چمن با گل‌های کوچک بی‌شماری پوشیده شده بود.

she carefully arranged the flowerlets in a tiny vase.

او با دقت گل‌های کوچک را در یک گلدان کوچک قرار داد.

the children gathered flowerlets to make a crown.

کودکان گل‌های کوچک جمع کردند تا یک تاج بسازند.

a scattering of flowerlets brightened the windowsill.

چندین گل کوچک، طاقچه را روشن کرد.

he pressed the delicate flowerlets between the pages of a book.

او گل‌های کوچک ظریف را بین صفحات یک کتاب فشار داد.

the forest floor was carpeted with tiny flowerlets.

کف جنگل با گل‌های کوچک پوشیده شده بود.

she wove flowerlets into her hair for a whimsical look.

او برای داشتن ظاهری عجیب و غریب، گل‌های کوچک را در موهایش بافت.

the artist painted a still life featuring vibrant flowerlets.

هنرمند یک طبیعت بی‌جان با گل‌های کوچک پر جنب و جوش نقاشی کرد.

a breeze gently scattered the fragrant flowerlets.

نسیمی ملایم به آرامی گل‌های کوچک خوشبو را پراکنده کرد.

the garden overflowed with colorful flowerlets and greenery.

باغ پر از گل‌های کوچک رنگارنگ و سبزیجات بود.

she admired the intricate details of the tiny flowerlets.

او به جزئیات پیچیده گل‌های کوچک علاقه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید