buffaloed

[ایالات متحده]/ˈbʌfəˌlɔːd/
[بریتانیا]/ˈbʌfəˌloʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را تهدید یا گیج کردن
n. گاومیش آبی؛ بایسون؛ بافالو، نیویورک؛ یک تانک بافالو

عبارات و ترکیب‌ها

completely buffaloed

کاملاً گیج شده

totally buffaloed

کاملاً گیج شده

buffaloed by confusion

گیج شده به دلیل سردرگمی

buffaloed in thought

در فکر گیج شده

buffaloed and lost

گیج و گم شده

buffaloed by surprise

گیج شده به دلیل غافلگیری

buffaloed by events

گیج شده به دلیل وقایع

buffaloed at work

در کار گیج شده

buffaloed in life

در زندگی گیج شده

buffaloed by information

گیج شده به دلیل اطلاعات

جملات نمونه

he felt buffaloed by the sudden changes in the project.

او تحت تأثیر قرار گرفت و به دلیل تغییرات ناگهانی در پروژه احساس درماندگی کرد.

she was buffaloed into signing the contract without reading it.

او به گونه ای تحت فشار قرار گرفت که بدون خواندن آن قرارداد را امضا کرد.

the unexpected news buffaloed the entire team.

خبر غیرمنتظره باعث شد که کل تیم احساس درماندگی کند.

don't let them buffalo you into making a hasty decision.

به آنها اجازه ندهید شما را به گرفتن تصمیم عجولانه وادار کنند.

he was buffaloed by the complex instructions.

او به دلیل دستورالعمل های پیچیده احساس درماندگی کرد.

they tried to buffalo her with their technical jargon.

آنها سعی کردند او را با اصطلاحات فنی خود فریب دهند.

the salesperson buffaloed him into buying the expensive model.

فروشنده او را فریب داد تا مدل گران قیمت را بخرد.

after the meeting, i felt completely buffaloed by the discussion.

بعد از جلسه، من کاملاً احساس درماندگی کردم.

she was buffaloed by the barrage of questions from the reporters.

او تحت تأثیر قرار گرفت و با انبوه سوالات خبرنگاران درمانده شد.

he was buffaloed into thinking he had to pay extra fees.

او فریب خورد و فکر کرد که باید هزینه اضافی پرداخت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید