bugles

[ایالات متحده]/ˈbʌɡəlz/
[بریتانیا]/ˈbʌɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع باگل، نوعی ساز موسیقی مشابه ترومپت؛ یک میان‌وعده ترد به شکل مخروط یا شیپور، مشابه چیپس سیب‌زمینی؛ نوعی مهره شیشه‌ای (یا پلاستیکی) زینتی که در لباس‌های زنانه استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

play bugles

اجرای بوق‌ها

sound bugles

صدای بوق‌ها

marching bugles

بوق‌های رژه

bugles call

تماس بوق‌ها

bugles echo

پژواک بوق‌ها

bugles play

اجرای بوق‌ها

bugles signal

سیگنال بوق‌ها

bugles sound

صدای بوق‌ها

tune bugles

تنظیم بوق‌ها

bugles unite

بوق‌ها متحد می‌شوند

جملات نمونه

he played the bugles to signal the start of the parade.

او برای اعلام شروع رژه، بوق‌ها را نواخت.

the bugles echoed through the valley.

بوق‌ها در دره طنین انداز شدند.

bugles are often used in military ceremonies.

بوق‌ها اغلب در مراسم نظامی استفاده می‌شوند.

she learned to play the bugles in the school band.

او یاد گرفت که بوق‌ها را در گروه موسیقی مدرسه بنوازد.

the sound of bugles filled the air during the event.

صدای بوق‌ها در طول رویداد، هوا را پر کرد.

bugles can be a powerful tool for communication.

بوق‌ها می‌توانند ابزاری قدرتمند برای ارتباط باشند.

the bugles signaled the end of the day.

بوق‌ها نشان دهنده پایان روز بودند.

he has a collection of antique bugles.

او مجموعه‌ای از بوق‌های قدیمی دارد.

bugles are often featured in marching bands.

بوق‌ها اغلب در گروه‌های مارش نظامی به چشم می‌خورند.

the bugles sounded a call to arms.

بوق‌ها یک فراخوان برای مسلح شدن را اعلام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید