bulgur

[ایالات متحده]/ˈbʊlɡər/
[بریتانیا]/ˈbʊlgər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.گندم پخته شده که خرد شده و خشک شده است.
Word Forms
جمعbulgurs

عبارات و ترکیب‌ها

bulgur wheat

بلغور گندم

bulgur salad

سالاد بلغور

bulgur pilaf

پلو بلغور

bulgur bowl

کاسه بلغور

bulgur dish

غذا با بلغور

bulgur recipe

دستورالعمل بلغور

bulgur grain

دانه بلغور

bulgur stew

خورش بلغور

bulgur tabbouleh

تبوله بلغور

bulgur soup

سوپ بلغور

جملات نمونه

bulgur is a nutritious grain that can be used in salads.

بلغور یک غله مغذی است که می‌تواند در سالادها استفاده شود.

i often cook bulgur as a healthy side dish for dinner.

من اغلب بلغور را به عنوان یک غذای جانبی سالم برای شام تهیه می‌کنم.

adding bulgur to soup enhances its texture and flavor.

اضافه کردن بلغور به سوپ باعث بهبود بافت و طعم آن می‌شود.

bulgur is a great alternative to rice or pasta.

بلغور یک جایگزین عالی برای برنج یا پاستا است.

you can prepare bulgur with vegetables for a quick meal.

می‌توانید بلغور را با سبزیجات برای یک وعده غذایی سریع تهیه کنید.

many people enjoy bulgur in mediterranean dishes.

بسیاری از مردم از بلغور در غذاهای مدیترانه لذت می‌برند.

to make a bulgur salad, mix it with fresh herbs and lemon juice.

برای تهیه سالاد بلغور، آن را با سبزیجات تازه و آب لیمو مخلوط کنید.

bulgur can be cooked quickly, making it a convenient option.

بلغور را می‌توان به سرعت پخت، که آن را به یک گزینه مناسب تبدیل می‌کند.

in many cultures, bulgur is a staple food.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، بلغور یک غذای اصلی است.

try using bulgur in your next casserole for added nutrition.

سعی کنید از بلغور در ظرف بعدی خود برای افزایش تغذیه استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید