bumboats

[ایالات متحده]/ˈbʌmˌbəʊt/
[بریتانیا]/ˈbʌmboʊt/

ترجمه

n. قایق کوچکی که توسط دستفروشان برای فروش غذا یا کالا استفاده می‌شود.; نوعی قایق کوچک و کف صاف که در جنوب شرق آسیا برای تجارت و حمل و نقل استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bumboat ride

گشت با قایق بومبوت

bumboat service

خدمات قایق بومبوت

bumboat tour

تور قایق بومبوت

bumboat operator

اپراتور قایق بومبوت

bumboat dock

اسکله قایق بومبوت

bumboat rental

اجاره قایق بومبوت

bumboat trip

سفر با قایق بومبوت

bumboat captain

کاپیتان قایق بومبوت

bumboat fleet

ناوگان قایق بومبوت

bumboat adventure

ماجراجویی با قایق بومبوت

جملات نمونه

the bumboat ferried tourists around the harbor.

قایق بومبرت گردشگران را در اطراف بندر جابجا می‌کرد.

we hired a bumboat to explore the nearby islands.

ما یک قایق بومبرت برای کاوش جزایر نزدیک اجاره کردیم.

he worked as a bumboat operator for several years.

او سال‌ها به عنوان اپراتور قایق بومبرت کار می‌کرد.

the bumboat was filled with fresh seafood.

قایق بومبرت پر از غذاهای دریایی تازه بود.

they used a bumboat to transport goods to the market.

آنها از یک قایق بومبرت برای حمل کالا به بازار استفاده کردند.

the bumboat ride offered stunning views of the coastline.

سوار شدن به قایق بومبرت مناظر خیره‌کننده ساحل را ارائه می‌داد.

children enjoyed the adventure on the bumboat.

کودکان از ماجراجویی در قایق بومبرت لذت بردند.

we saw dolphins while riding the bumboat.

ما در حین سواری در قایق بومبرت دلفین‌ها را دیدیم.

the bumboat was a popular mode of transport in the area.

قایق بومبرت یک وسیله نقلیه محبوب در این منطقه بود.

after the storm, the bumboat was damaged but still operational.

بعد از طوفان، قایق بومبرت آسیب دید اما هنوز هم قابل استفاده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید