| جمع | bumpinesses |
bumpiness ahead
ناهمواری در پیش
road bumpiness
ناهمواری جاده
surface bumpiness
ناهمواری سطح
bumpiness factor
ضریب ناهمواری
bumpiness rating
امتیاز ناهمواری
bumpiness measurement
اندازه گیری ناهمواری
bumpiness detection
تشخیص ناهمواری
bumpiness analysis
تجزیه و تحلیل ناهمواری
bumpiness assessment
ارزیابی ناهمواری
bumpiness control
کنترل ناهمواری
the bumpiness of the road made the ride uncomfortable.
ناهمواری جاده سواری را ناراحتکننده کرد.
we need to address the bumpiness in our project timeline.
ما باید به ناهمواری در جدول زمانی پروژه رسیدگی کنیم.
the bumpiness of the terrain challenged our hiking skills.
ناهمواری زمین کوهنویسی ما را به چالش کشید.
his speech had a certain bumpiness that made it hard to follow.
سخنرانی او دارای ناهمواری خاصی بود که دنبال کردن آن را دشوار می کرد.
the bumpiness of the ride caused some passengers to feel sick.
ناهمواری سواری باعث شد برخی از مسافران احساس ناراحتی کنند.
despite the bumpiness, we enjoyed the adventure.
با وجود ناهمواری، از ماجراجویی لذت بردیم.
the bumpiness of the stock market can be unsettling for investors.
ناهمواری بازار سهام می تواند برای سرمایه گذاران آزاردهنده باشد.
they discussed the bumpiness of their relationship during therapy.
آنها ناهمواری رابطه خود را در طول درمان مورد بحث قرار دادند.
the bumpiness of the ride is due to the unpaved roads.
ناهمواری سواری به دلیل جاده های خاکی است.
she learned to navigate the bumpiness of life with grace.
او یاد گرفت که با وقار از ناهمواری های زندگی عبور کند.
bumpiness ahead
ناهمواری در پیش
road bumpiness
ناهمواری جاده
surface bumpiness
ناهمواری سطح
bumpiness factor
ضریب ناهمواری
bumpiness rating
امتیاز ناهمواری
bumpiness measurement
اندازه گیری ناهمواری
bumpiness detection
تشخیص ناهمواری
bumpiness analysis
تجزیه و تحلیل ناهمواری
bumpiness assessment
ارزیابی ناهمواری
bumpiness control
کنترل ناهمواری
the bumpiness of the road made the ride uncomfortable.
ناهمواری جاده سواری را ناراحتکننده کرد.
we need to address the bumpiness in our project timeline.
ما باید به ناهمواری در جدول زمانی پروژه رسیدگی کنیم.
the bumpiness of the terrain challenged our hiking skills.
ناهمواری زمین کوهنویسی ما را به چالش کشید.
his speech had a certain bumpiness that made it hard to follow.
سخنرانی او دارای ناهمواری خاصی بود که دنبال کردن آن را دشوار می کرد.
the bumpiness of the ride caused some passengers to feel sick.
ناهمواری سواری باعث شد برخی از مسافران احساس ناراحتی کنند.
despite the bumpiness, we enjoyed the adventure.
با وجود ناهمواری، از ماجراجویی لذت بردیم.
the bumpiness of the stock market can be unsettling for investors.
ناهمواری بازار سهام می تواند برای سرمایه گذاران آزاردهنده باشد.
they discussed the bumpiness of their relationship during therapy.
آنها ناهمواری رابطه خود را در طول درمان مورد بحث قرار دادند.
the bumpiness of the ride is due to the unpaved roads.
ناهمواری سواری به دلیل جاده های خاکی است.
she learned to navigate the bumpiness of life with grace.
او یاد گرفت که با وقار از ناهمواری های زندگی عبور کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید