bumpinesses

[ایالات متحده]/ˈbʌmpɪnəsiz/
[بریتانیا]/ˈbʌmˌpɪnəsiz/

ترجمه

n. کیفیت ناهمواری یا ناصافی؛ یک تصادف یا ضربه

عبارات و ترکیب‌ها

bumpinesses ahead

خاربرها در پیش

avoid bumpinesses

از خاربرها اجتناب کنید

check bumpinesses

بررسی خاربرها

report bumpinesses

گزارش خاربرها

navigate bumpinesses

عبور از خاربرها

bumpinesses detected

تشخیص خاربرها

measure bumpinesses

اندازه گیری خاربرها

assess bumpinesses

ارزیابی خاربرها

identify bumpinesses

شناسایی خاربرها

discuss bumpinesses

بحث در مورد خاربرها

جملات نمونه

the road was filled with bumpinesses that made the ride uncomfortable.

جاده پر از ناهمواری‌هایی بود که سواری را ناراحت‌کننده می‌کرد.

we discussed the bumpinesses of the project during the meeting.

ما در طول جلسه در مورد ناهمواری‌های پروژه بحث کردیم.

his journey was marked by many bumpinesses along the way.

سفر او با وجود ناهمواری‌های فراوان در طول مسیر مشخص شد.

despite the bumpinesses, they managed to complete the race.

با وجود ناهمواری‌ها، آن‌ها توانستند مسابقه را به پایان برسانند.

she learned to navigate the bumpinesses of life with grace.

او یاد گرفت که با ظرافت از ناهمواری‌های زندگی عبور کند.

the bumpinesses of the terrain made hiking challenging.

ناهمواری‌های زمین کوه‌نوردی را دشوار می‌کرد.

they encountered several bumpinesses during their road trip.

آن‌ها در طول سفر جاده‌ای خود با چندین ناهمواری مواجه شدند.

the team overcame the bumpinesses in their collaboration.

تیم بر ناهمواری‌های همکاری خود غلبه کرد.

he wrote about the bumpinesses of his childhood experiences.

او در مورد ناهمواری‌های تجربیات دوران کودکی خود نوشت.

understanding the bumpinesses of the market is crucial for investors.

درک ناهمواری‌های بازار برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید