bunkhouse

[ایالات متحده]/ˈbʌŋkhaʊs/
[بریتانیا]/ˈbʌŋkhɑːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محل سکونت موقت یا کلبه، که اغلب توسط کارگران در ایالات متحده استفاده می‌شود؛ یک خوابگاه ساده برای کارگران در ایالات متحده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bunkhouse lodging

اقامتگاه کلبه

bunkhouse rules

قوانین کلبه

bunkhouse stay

اقامت در کلبه

bunkhouse facilities

امکانات کلبه

bunkhouse living

زندگی در کلبه

bunkhouse experience

تجربه کلبه

bunkhouse meals

وعده‌های غذایی کلبه

bunkhouse rental

اجاره کلبه

bunkhouse guests

مهمانان کلبه

bunkhouse atmosphere

فضای کلبه

جملات نمونه

the workers stayed in a bunkhouse during the summer.

کارگران در طول تابستان در یک کلبه اقامت کردند.

we built a new bunkhouse for the campers.

ما یک کلبه جدید برای کمپ‌گذاران ساختیم.

the bunkhouse was filled with laughter and stories.

کلبه پر از خنده و داستان بود.

each bunkhouse has its own kitchen and dining area.

هر کلبه آشپزخانه و فضای غذاخوری خود را دارد.

they organized a cleanup day at the bunkhouse.

آنها یک روز پاک‌سازی در کلبه برگزار کردند.

the bunkhouse was a cozy place to relax after work.

کلبه مکانی دنج برای استراحت بعد از کار بود.

we had a bonfire outside the bunkhouse last night.

دیشب ما در خارج از کلبه آتش درست کردیم.

there are rules to follow when staying in the bunkhouse.

قوانینی وجود دارد که باید هنگام اقامت در کلبه رعایت کرد.

the bunkhouse offers a unique experience for visitors.

کلبه یک تجربه منحصر به فرد برای بازدیدکنندگان ارائه می دهد.

we enjoyed a game night at the bunkhouse with friends.

ما یک شب بازی با دوستان در کلبه داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید