boardinghouse

[ایالات متحده]/ˈbɔːrdɪŋhaʊs/
[بریتانیا]/ˈbɔːrˌdɪŋhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانه یا ساختمانی که مردم برای زندگی در آن هزینه می‌پردازند و معمولاً وعده‌های غذایی نیز ارائه می‌شود.; یک ساختمان آپارتمانی که وعده‌های غذایی را برای ساکنان خود فراهم می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

boardinghouse rules

قوانین پانسیون

run a boardinghouse

اجرای یک پانسیون

boardinghouse life

زندگی در پانسیون

a quiet boardinghouse

یک پانسیون آرام

boardinghouse residents

ساکنان پانسیون

boardinghouse meals

وعده‌های غذایی پانسیون

find a boardinghouse

پیدا کردن یک پانسیون

old boardinghouse

پانسیون قدیمی

جملات نمونه

she decided to stay at a boardinghouse during her vacation.

او تصمیم گرفت در تعطیلاتش در یک پانسیون اقامت کند.

the boardinghouse offers meals and laundry services.

پانسیون وعده های غذایی و خدمات نظافتی ارائه می دهد.

he found a cozy boardinghouse near the university.

او یک پانسیون دنج در نزدیکی دانشگاه پیدا کرد.

living in a boardinghouse can be a great way to meet new people.

زندگی در یک پانسیون می تواند راهی عالی برای ملاقات با افراد جدید باشد.

the boardinghouse was fully booked for the summer season.

پانسیون برای فصل تابستان کاملاً رزرو شده بود.

she enjoyed the friendly atmosphere of the boardinghouse.

او از فضای دوستانه پانسیون لذت برد.

he was looking for a boardinghouse with affordable rates.

او به دنبال یک پانسیون با نرخ های مقرون به صرفه بود.

the boardinghouse was located in a quiet neighborhood.

پانسیون در یک محله آرام واقع شده بود.

many students prefer living in a boardinghouse for convenience.

بسیاری از دانش آموزان ترجیح می دهند به دلیل راحتی در یک پانسیون زندگی کنند.

the boardinghouse had a lovely garden for guests to enjoy.

پانسیون دارای یک باغ زیبا برای لذت بردن مهمانان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید