Nairoby is already decked out in bunting.
نایروبی از قبل با پرچمهای تزئینی آذینگیری شده است.
reed buntings preened at the pool's edge.
پرندگان حاشیه رودخانه در کنار استخر مرتب و منظم بودند.
She hung up the bunting for the party.
او برای مهمانی، پرچمهای تزئینی را آویزان کرد.
The colorful bunting fluttered in the breeze.
پرچمهای تزئینی رنگارنگ در نسیم وزنده به رقص در آمدند.
They decorated the garden with bunting for the summer fair.
آنها برای نمایشگاه تابستانی، باغ را با پرچمهای تزئینی آذینبندی کردند.
The bunting added a festive touch to the event.
پرچمهای تزئینی، فضایی جشنگونه به رویداد بخشیدند.
The children enjoyed making bunting for the school carnival.
کودکان از درست کردن پرچمهای تزئینی برای کارناوال مدرسه لذت بردند.
The bunting was strung along the street for the parade.
پرچمهای تزئینی در طول خیابان برای رژه آویزان شدند.
I bought some bunting to decorate my room.
من مقداری پرچم تزئینی برای تزئین اتاقم خریدم.
The bunting was a cheerful addition to the picnic.
پرچمهای تزئینی، افزودنی دلپذیری به پیکنیک بودند.
The bunting was taken down after the event.
پرچمهای تزئینی پس از اتمام رویداد جمعآوری شدند.
The bunting was handmade with care.
پرچمهای تزئینی با دقت و مهارت دستساز بودند.
Nairoby is already decked out in bunting.
نایروبی از قبل با پرچمهای تزئینی آذینگیری شده است.
reed buntings preened at the pool's edge.
پرندگان حاشیه رودخانه در کنار استخر مرتب و منظم بودند.
She hung up the bunting for the party.
او برای مهمانی، پرچمهای تزئینی را آویزان کرد.
The colorful bunting fluttered in the breeze.
پرچمهای تزئینی رنگارنگ در نسیم وزنده به رقص در آمدند.
They decorated the garden with bunting for the summer fair.
آنها برای نمایشگاه تابستانی، باغ را با پرچمهای تزئینی آذینبندی کردند.
The bunting added a festive touch to the event.
پرچمهای تزئینی، فضایی جشنگونه به رویداد بخشیدند.
The children enjoyed making bunting for the school carnival.
کودکان از درست کردن پرچمهای تزئینی برای کارناوال مدرسه لذت بردند.
The bunting was strung along the street for the parade.
پرچمهای تزئینی در طول خیابان برای رژه آویزان شدند.
I bought some bunting to decorate my room.
من مقداری پرچم تزئینی برای تزئین اتاقم خریدم.
The bunting was a cheerful addition to the picnic.
پرچمهای تزئینی، افزودنی دلپذیری به پیکنیک بودند.
The bunting was taken down after the event.
پرچمهای تزئینی پس از اتمام رویداد جمعآوری شدند.
The bunting was handmade with care.
پرچمهای تزئینی با دقت و مهارت دستساز بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید