raise flags
بالا برافراشتن پرچمها
flags waving
پرچمها در حال تکان خوردن
flags flying
پرچمها در حال پرواز
red flags
پرچمهای قرمز
flags down
پرچمها پایین
flags burning
پرچمها در حال سوختن
flags displayed
نمایش پرچمها
flags unfurled
پرچمها باز شدهاند
flag incident
حادثه پرچم
flag theft
سرقت پرچم
we raised the flags to celebrate our victory.
ما پرچمها را به نشانه جشن گرفتن پیروزی خود بالا بردیم.
the flags fluttered in the wind.
پرچمها در باد به رقص درآمدند.
the company's flags were displayed prominently at the trade show.
پرچمهای شرکت به طور برجسته در نمایشگاه تجاری به نمایش گذاشته شدند.
he waved a small flag enthusiastically.
او با اشتیاق یک پرچم کوچک را به حرکت درآورد.
the flags represented different countries at the international event.
پرچمها کشورهای مختلف را در رویداد بینالمللی نشان میدادند.
she carefully folded the flags after the ceremony.
او پس از مراسم با دقت پرچمها را تا کرد.
the flags were used to mark the boundaries of the property.
از پرچمها برای مشخص کردن حدود ملک استفاده شد.
they planted flags on the summit of the mountain.
آنها پرچمهایی را در قله کوه نصب کردند.
the flags of various nations lined the parade route.
پرچمهای کشورهای مختلف مسیر رژه را زینت بخشیدند.
the team's flags showed their support for the home team.
پرچمهای تیم نشاندهنده حمایت آنها از تیم خانگی بود.
the red flags indicated a potential hazard.
پرچمهای قرمز نشاندهنده خطر احتمالی بودند.
we lowered the flags to half-staff as a sign of respect.
ما پرچمها را به احترام به حالت نیمه ساقه درآوردیم.
raise flags
بالا برافراشتن پرچمها
flags waving
پرچمها در حال تکان خوردن
flags flying
پرچمها در حال پرواز
red flags
پرچمهای قرمز
flags down
پرچمها پایین
flags burning
پرچمها در حال سوختن
flags displayed
نمایش پرچمها
flags unfurled
پرچمها باز شدهاند
flag incident
حادثه پرچم
flag theft
سرقت پرچم
we raised the flags to celebrate our victory.
ما پرچمها را به نشانه جشن گرفتن پیروزی خود بالا بردیم.
the flags fluttered in the wind.
پرچمها در باد به رقص درآمدند.
the company's flags were displayed prominently at the trade show.
پرچمهای شرکت به طور برجسته در نمایشگاه تجاری به نمایش گذاشته شدند.
he waved a small flag enthusiastically.
او با اشتیاق یک پرچم کوچک را به حرکت درآورد.
the flags represented different countries at the international event.
پرچمها کشورهای مختلف را در رویداد بینالمللی نشان میدادند.
she carefully folded the flags after the ceremony.
او پس از مراسم با دقت پرچمها را تا کرد.
the flags were used to mark the boundaries of the property.
از پرچمها برای مشخص کردن حدود ملک استفاده شد.
they planted flags on the summit of the mountain.
آنها پرچمهایی را در قله کوه نصب کردند.
the flags of various nations lined the parade route.
پرچمهای کشورهای مختلف مسیر رژه را زینت بخشیدند.
the team's flags showed their support for the home team.
پرچمهای تیم نشاندهنده حمایت آنها از تیم خانگی بود.
the red flags indicated a potential hazard.
پرچمهای قرمز نشاندهنده خطر احتمالی بودند.
we lowered the flags to half-staff as a sign of respect.
ما پرچمها را به احترام به حالت نیمه ساقه درآوردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید