burbot

[ایالات متحده]/ˈbɜːrbɒt/
[بریتانیا]/ˈbɝrbɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی آب شیرین مرتبط با کاد؛ همچنین به عنوان "کاد آب شیرین" شناخته می‌شود.
Word Forms
جمعburbots

عبارات و ترکیب‌ها

burbot fishing

ماهیگیری بوربوت

burbot recipe

دستور غذای بوربوت

burbot habitat

زیستگاه بوربوت

burbot season

فصل بوربوت

burbot catch

گرفتن بوربوت

burbot size

اندازه بوربوت

burbot population

جمعیت بوربوت

burbot fishing gear

تجهیزات ماهیگیری بوربوت

burbot species

گونه بوربوت

burbot angling

ماهیگیری با قلاب بوربوت

جملات نمونه

burbot are often found in cold freshwater lakes.

کسه ماهیان اغلب در دریاچه‌های آب شیرین سرد یافت می‌شوند.

many anglers enjoy fishing for burbot during winter.

بسیاری از ماهیگیران از ماهیگیری برای کسه‌های ماهی در طول زمستان لذت می‌برند.

burbot have a distinctive elongated body.

کسه‌های ماهی دارای بدنی کشیده و مشخص هستند.

in some regions, burbot is considered a delicacy.

در برخی مناطق، کسه‌های ماهی به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شوند.

during spawning season, burbot can be found in shallow waters.

در طول فصل تخم‌ریزی، کسه‌های ماهی را می‌توان در آب‌های کم‌عمق یافت.

some recipes highlight the rich flavor of burbot.

برخی از دستورالعمل‌ها طعم غنی کسه‌های ماهی را برجسته می‌کنند.

burbot are known for their nocturnal feeding habits.

کسه‌های ماهی به دلیل عادات تغذیه‌ای شبانه خود شناخته شده‌اند.

conservation efforts are important to protect burbot populations.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از جمعیت کسه‌های ماهی مهم هستند.

understanding burbot behavior can improve fishing success.

درک رفتار کسه‌های ماهی می‌تواند موفقیت ماهیگیری را بهبود بخشد.

local fishermen share tips on catching burbot effectively.

ماهیگیران محلی نکاتی را در مورد به طور موثر صید کسه‌های ماهی به اشتراک می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید