burgoos

[ایالات متحده]/ˈbɜːrɡuː/
[بریتانیا]/ˈbɝː.guː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غلیظ جو دوسر یا خورشت.; فرنی شیر جو دوسر.

عبارات و ترکیب‌ها

beef burgoo

گوشت برگو

chicken burgoo

مرغ برگو

vegetable burgoo

برگو سبزیجات

spicy burgoo

برگو تند

hearty burgoo

برگو مقوی

traditional burgoo

برگو سنتی

burgoo festival

جشنواره برگو

burgoo recipe

دستور تهیه برگو

burgoo pot

قابلمه برگو

burgoo stew

خوراک برگو

جملات نمونه

he made a delicious burgoo for the family gathering.

او یک برگو خوشمزه برای دورهمی خانوادگی درست کرد.

burgoo is a traditional dish often served at festivals.

برگو یک غذای سنتی است که اغلب در جشنواره ها سرو می شود.

they enjoyed a hearty bowl of burgoo on a chilly day.

آنها یک کاسه پر از برگو در یک روز سرد میل کردند.

we gathered ingredients to prepare a big pot of burgoo.

ما مواد لازم را برای تهیه یک قابلمه بزرگ برگو جمع آوری کردیم.

burgoo often includes meat, vegetables, and spices.

برگو اغلب شامل گوشت، سبزیجات و ادویه است.

during the cook-off, everyone brought their best burgoo recipe.

در طول مسابقه آشپزی، همه بهترین دستور العمل برگو خود را آوردند.

the secret to a good burgoo is slow cooking.

راز یک برگو خوب پخت آهسته است.

she learned to make burgoo from her grandmother.

او یاد گرفت که برگو را از مادربزرگش درست کند.

burgoo is often enjoyed with cornbread on the side.

برگو اغلب با نان ذرت در کنار آن لذت می برد.

at the picnic, they served burgoo and sandwiches.

در پیک نیک، آنها برگو و ساندویچ سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید