burnouss cloak
شنل برنوس
burnouss fabric
پارچه برنوس
burnouss style
سبک برنوس
burnouss design
طراحی برنوس
burnouss pattern
الگوی برنوس
burnouss robe
شنل برنوس
burnouss garment
لباس برنوس
burnouss attire
پوشش برنوس
burnouss outfit
لباس برنوس
burnouss wrap
پوشش برنوس
the burnouss kept him warm during the cold night.
بارنوس او را در طول شب سرد گرم نگه داشت.
she wore a colorful burnouss at the festival.
او یک بارنوس رنگارنگ در جشنواره پوشید.
the traditional burnouss is a symbol of heritage.
بارنوس سنتی نمادی از فرهنگ و میراث است.
he wrapped the baby in a soft burnouss.
او نوزاد را در یک بارنوس نرم پیچید.
they sell beautiful burnouss in the market.
آنها بارنوس های زیبا در بازار می فروشند.
the artisan crafted a stunning burnouss from fine wool.
صنعتکار یک بارنوس خیرهکننده از پشم با کیفیت بالا ساخت.
he admired the intricate designs on the burnouss.
او طرح های پیچیده روی بارنوس را تحسین کرد.
during the ceremony, everyone wore a burnouss.
در طول مراسم، همه بارنوس پوشیدند.
the burnouss is often worn in desert regions.
بارنوس اغلب در مناطق بیابانی پوشیده می شود.
she gifted him a handwoven burnouss for his birthday.
او به عنوان هدیه تولد برای او یک بارنوس دست بافته هدیه کرد.
burnouss cloak
شنل برنوس
burnouss fabric
پارچه برنوس
burnouss style
سبک برنوس
burnouss design
طراحی برنوس
burnouss pattern
الگوی برنوس
burnouss robe
شنل برنوس
burnouss garment
لباس برنوس
burnouss attire
پوشش برنوس
burnouss outfit
لباس برنوس
burnouss wrap
پوشش برنوس
the burnouss kept him warm during the cold night.
بارنوس او را در طول شب سرد گرم نگه داشت.
she wore a colorful burnouss at the festival.
او یک بارنوس رنگارنگ در جشنواره پوشید.
the traditional burnouss is a symbol of heritage.
بارنوس سنتی نمادی از فرهنگ و میراث است.
he wrapped the baby in a soft burnouss.
او نوزاد را در یک بارنوس نرم پیچید.
they sell beautiful burnouss in the market.
آنها بارنوس های زیبا در بازار می فروشند.
the artisan crafted a stunning burnouss from fine wool.
صنعتکار یک بارنوس خیرهکننده از پشم با کیفیت بالا ساخت.
he admired the intricate designs on the burnouss.
او طرح های پیچیده روی بارنوس را تحسین کرد.
during the ceremony, everyone wore a burnouss.
در طول مراسم، همه بارنوس پوشیدند.
the burnouss is often worn in desert regions.
بارنوس اغلب در مناطق بیابانی پوشیده می شود.
she gifted him a handwoven burnouss for his birthday.
او به عنوان هدیه تولد برای او یک بارنوس دست بافته هدیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید